مصوب ٣٠ شهریور ١٣٩٧ برابر با ٢١ سپتامبر ٢٠١٨، در کنگره برگزار شده در فرانکفورت - آلمان

 

 

فصل اول - کليات

ماده يکم -  حزب سکولار دموکرات ايرانيان (از اين پس «حزب») بر اساس مرامنامهء خود و برای اجرای اهداف و پيش بينی های مندرج در آن بوحود می آيد.

ماده دوم - «حزب» دارای ساختاری تشکيلاتی با اجزاء زير است:

          - اعضاء (موضوع فصل دوم اين بنيادنامه)

          - کنگره (موضوع فصل سوم)

          - شورای مرکزی (موضوع فصل چهارم)

          - دبير کل و معاونين او (موضوع فصل پنجم)

          - دفاتر اجرائی حزب (موضوع فصل ششم)

          - هيئت رايزنان حزب (موضوع فصل هفتم)

 

فصل دوم ـ عضويت

ماده سوم - بدنهء اصلی حزب را اعضاء آن تشکيل می دهند.

ماده چهارم.  حزب دارای دو نوع عضو است:

          الف: عضو غيررسمی و در روند آشنائی متقابل که دورهء آزمايشی و آمادگی برای عضويت را، که حداکثر تا شش ماه ادامه می يابد، می گذراند.

          ب: عضو کامل که روند آشنائی را طی کرده و عضويت او به تصويب شورای مرکزی حزب رسيده است.

ماده پنجم. هر کس که به عضويت رسمی حزب پذيرفته شود حق کامل شرکت در کنگره های عمومی عادی و فوق العادهء حزب، و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای مسئولیت هایی که در اين بنيادنامه تعيين شده را دارا می باشد.

                    تبصره 1: اگر عضوی، با موافقت رئيس شورای مرکزی، نتواند در جلسات و يا فعاليت های حزبی شرکت کند، در دورهء غيبت، حق انتخاب شدن برای مناصب حزب را نخواهد داشت.

                    تبصره 2: اعضائی که نخواهند اسم شان آشکار شود، لازم است نام و نشان واقعی خود را به اطلاع دبير کل برسانند و عضويت آنها منوط به پذيرش دبير کل است. اين اشخاص حق نامزد کردن خود در انتخابات حزب را نخواهند داشت، بی آنکه موظف باشند دلايل عدم شرکت خود در انتخابات را توضيح دهند. اين ممنوعيت در صورتی که عضو حزب نام و نشان خود را برای ساير اعضاء حزب آشکار کند مرتفع خواهد شد.

                    تبصره 3: مسئولیت رابطه با اعضای رسمی و غير رسمی که ساکن ایران يا ساير کشورهائی هستند که فعاليت عضو امنيت او را به خطر می اندازد، با دبیرکل است. در هر مورد دبیرکل می تواند یکی از اعضای شورای مرکزی را برای ارتباط با فرد ساکن ایران منصوب کند.

                   تبصره 4: عضوی که پنج بار بدون اجازهء رئيس شورای مرکزی غير فعال بوده و يا در جلسات حزبی شرکت نکند، عضويت اش تعليق شده و پرونده اش بوسيلهء رئيس شورای مرکزی برای رسيدگی به دفتر حقوقی حزب ارجاع شده و شورای مرکزی بر اساس گزارش دفتر حقوقی نسبت به ادامه و يا سلب عضويت او تصميم می گيرد.

ماده ششم - کسانی که دارای شرايط زير باشند می توانند خواستار عضويت درحزب شوند:

          الف: در ايران به دنيا آمده باشند.

          ب: با توجه به شرايط کنونی، يا در گذشته و يا حال حاضر، دارای تابعيت کشور ايران باشند.

          پ: پدر يا مادر يا پدر يا مادر بزرگ شان، و يا اولياء قانونی شان، ايرانی باشند.

          ت: دارای حداقل ١٨ سال سن باشد

          ث: توان خواندن و نوشتن داشته باشد

          ج: به مرامنامه، بنیادنامه و مواضع حزب باور داشته و به مفاد اين اسناد متعهد بوده و اين موضوع را کتباً اعلام نمايد.

مادهء هفتم - اقدام برای عضويت در حزب، و نيز خروج از اين عضويت، اموری اختياری اند اما پذيرفته شدن و پايدار ماندن در عضويت منوط به رعايت شرايط زير است:

          الف: پر کردن برگهء «تقاضای عضويت» که در آن مراتب مطالعه و پذيرش مرامنامه و بنيادنامهء حزب اعلام شده و نام و نشان و سوابق سياسی / اجتماعی کامل متقاضی ذکر می شود.

          ب: شرکت در مصاحبه ای که انجام اش با دفتر عضويت ها است و دبير دفتر عضويت ها می تواند برای انجام اين مصاحبه ها از ديگر اعضاء حزب ياری بخواهد.

          پ: گذراندن يک دورهء آموزشی و آزمايشی، از طريق شرکت در جلسات عمومی و کلاس های کادرسازی و ساير فعاليت های داوطلبانهء حزبی.

                   تبصره: دفتر عضويت ها می تواند هر زمان که در طی دوران ازمايشی تشخيص دهد پروندهء داوطلب را برای تصميم گيری قطعی به شورای مرکزی ارسال کند.

          ت: پرداخت حق عضويت سالانه.

                    تبصره: تصميم پيرامون موارد استثنائی معافيت و يا قسط بندی پرداخت حق عضويت اعضاء از پرداخت حق عضويت با دبير کل است.

ماده هشتم - عضو حزب نمى تواند:

          الف: عضو احزاب و يا سازمان های سياسی ايرانی ديگر باشد.

          ب: به همکاری و ارتباط «منظم» با هر گروه سياسی و يا رسانه ای ديگر (چه حزب و چه سازمان های سياسی)، در راستای تحقق اهداف آن گروه ها، اقدام کند.

          پ: با دولت های خارجی و مؤسساتی که توسط دولت های خارجی اداره می شوند ارتباط و همکاری سیاسی داشته باشد.

                    تبصره: در صورتی که «حزب» خود را جزء يا هواخواه جنبش يا ائتلافی اعلام کند همکاری اعضاء حزب با «اعضاء موجه» آن جنبش و ائتلاف بلامانع است. تهيه و اعلام فهرست اعضاء و حاميان موجه جنبش ها و ائتلاف ها با شورای مرکزی است.

ماده نهم: در موارد زير ضروری است که عضو حزب با ارائهء ادلهء کافی موافقت شورای مرکزی را کسب کند:

          الف: ارتباط موضعی و موقت با دولت های خارجی و موسساتی که توسط دولت های خارجی اداره می شوند.

                   تبصره: در صورت موافقت با اين ارتباط روند کار زير نظر دبير کل صورت می گيرد.

          ب: همکاری منظم يا نامنظم با احزاب و گروه های ديگر صرفاً در راستای معرفی و تبليغ اهداف حزب سکولار دموکرات ايرانيان.

          پ: ارتباط «منظم» با رسانه ها اعم از رادیو، تلویزیون، وبسایت، وبلاگ و نظاير آنها.

          ت: ارتباط منظم با شخصیت ها و محافل سکولار دموکرات برای جلب آن ها به حزب و یا انجام اقدامات مشترک.

                    تبصره 1: تشخیص این که کدام از شخصیت ها و محافل مختلف دارای ماهيت «سکولار دموکرات» هستند و نيز تصمیم در بارهء چگونگی و ادامهء ارتباط با آنها با شورای مرکزی است.

                    تبصره 2: مسئولیت اداره و کنترل موارد مصوب مربوط به اين ماده با دبير کل حزب است.

          ث: اقدام اعضاء در راستای معرفی و شناسائی مثبت و منفی اهداف احزاب و گروه های ايرانی ديگر منوط به کسب اجازه از شورای مرکزی است.

ماده دهم: شركت و عضويت اعضاء در احزاب و سازمان هاى غير ايرانی محل اقامت خود در خارج کشور با اطلاع و موافقت شورای مرکزی حزب مجاز است.

                    تبصره: اعضای حزب می توانند در امور مدنی و سیاسی جامعه ای که در آن زندگی می کنند فعال باشند. ماهیت این فعالیت، با تشخیص عضو حزب، نباید با مرامنامه و اهداف حزب متناقض باشد.

ماده يازدهم: شرکت اعضای حزب در گردهمایی سایر گروهای سیاسی منوط به کسب اجازه از دبیرکل است.

مادهء دوازدهم:  حزب مدافع حق آزادی هر عضو در جدایى از حزب است. بعبارت دیگر، استعفاء از حزب كاملأ آزاد بوده و اعضاء كناره گيری کرده با هیچگونه تهدیدى از جانب اعضاء و مسئولان حزب روبرو نخواهند شد.

                    تبصره 1: چنانچه عضو کناره گیری کرده، و یا همچنین عضو اخراجی، به تبلیغات منفی علیه حزب دست بزند تنها دبیرکل، به عنوان سخنگوی حزب، حق پاسخگوئی خواهد داشت. در این رابطه دبیرکل می تواند برحسب موضوع از اعضای دیگر حزب نیز یاری بخواهد.

                   تبصره 2: در صورتی که عضو مستعفی مجدداً تقاضای عضويت کند، مشمول تمام روندهای مربوط به پذيرش عضويت در حزب می شود.

ماده سيزدهم: هر عضو حزب، برای تضمين استمرار عضويت خود، باید همواره در فعاليت های حزب درگير باشد. در عين حال عضو حزب بايد بطور مستمر از مفاد اسناد حزب، از جمله دستور و گزارش جلسات مختلف حزب آگاه باشد. دبیرکل، با مشورت دفتر عضويت ها، مسئول اجرای این ماده است.

ماده چهاردهم: سلب عضويت از اعضاء حزب به دلايل، و طی روندهای زير، به پیشنهاد دبير کل و با تصویب شورای مرکزی حزب، ممکن است:

          الف: در صورتی که عضوی در انجام وظايف محوله بخود از جانب حزب عملاً فعالیتی نداشته باشد و پس از طی شش ماه فرصتی که برای اعادهء فعالیت او داده می شود، همچنان غیر فعال باقی بماند.

          ب: در صورتی که عضوی، بر اساس گزارش دبيرکل که با مشورت دفتر عضويت ها و يا دفتر حقوقی و داوری تهيه شده، بر خلاف اصول بنيادنامه، مرامنامهء و يا به زيان مصالح حزب عمل کند.

                    تبصره 1: در صورتی که عضو يا اعضائی خواهان سلب عضویت از عضو دیگری باشند لازم است درخواست خود را با قید دلایل و کتباً برای بررسی به دفتر حقوقی ارسال دارند. دفتر حقوقی پس از تکميل پرونده آن را برای پیگیری به دبير کل و از آن طريق به شورای مرکزی حزب ارجاع میدهد.

                   تبصره 2: شخصی که شورای مرکزی از او سلب عضويت کرده است، تا تعيين تکليف قطعی عضويت اش، کليهء حقوق حزبی خود، و از جمله دريافت اسناد درونی حزب و دسترسی به منابع ديجتالی حزب، را از دست می دهد.

ماده پانزدهم: فردی که عضويت اش در حزب سلب می شود، حق اعتراض به مصوبهء شورای مرکزی را خواهد داشت و فرصت دارد تا ٧ روز، از روز بعد از ابلاغ تصمیم به او،  به تصمیم شورای مرکزی اعتراض نماید. چنانچه او در مدت اين ٧ روز اعلام کند که به وقت بیشتری نیاز دارد دفتر حقوقی می تواند، با موافقت شورای مرکزی، زمان اعتراض را بر حسب شرایط افزایش دهد.

                   تبصره 1: برای رسيدگی به اين پرونده کمیسیون ويژه ای از سوی دفتر حقوقی حزب، متشکل از سه نفر از اعضاء حزب، تشکيل می شود که دو نفر آنان نبايد عضو شورای مرکزی حزب باشند و نفر سوم را فرد معترض اعضاء حزب انتخاب می کند. اين کميسيون به شکایت و اعتراض رسیدگی کرده و شورای مرکزی حزب، با در نظر گرفتن توصیهء این کمیسیون، تصمیم نهایی را اتخاذ می کند.           

                    تبصره 2: کسی که عضويت اش در حزب سلب شده نمی تواند، جز وامی که احتمالاً به حزب داده، خواستار اعادهء مبالغ پرداختی و امکاناتی که در اختيار حزب قرار داده بشود و، در عين حال، بايد امکاناتی را که از جانب حزب در اختيار او قرار دارد به حزب اعاده نمايد.

 

فصل سوم ـ کنگرهء حزب

ماده شانزدهم: کنگرهء حزب به دو صورت عادی و فوق العاده تشکيل شده و بالاترین رکن تصميم گيری های کلان در مورد کلیهء مسایل سیاسی، تشکیلاتی، اداری و مالی حزب محسوب می شود.         

ماده هفدهم: کنگرهء عادی حزب هر ساله به دعوت شورای مرکزی حزب برگزار می شود. کنگرهء فوق العادهء حزب، در هر زمان که ضروری شود، به تشخيص شورای مرکزی حزب، و يا با تقاضای نصف به اضافهء يک اعضاء، و نيز به تقاضای اکثريت اعضاء هيئت رايزنان حزب برگزار می گردد.

ماده هجدهم: هر دو نوع کنگره در اصل بصورت اينترنتی و در صورت لزوم بصورت حضوری برگزار می شوند.

ماده نوزدهم: شورای مرکزی حزب می تواند در صورت نياز به تصميم گيری های تک موضوعی، بجای تشکيل کنگرهء فوق العاده از روش رأی گيری بصورت ديجيتال استفاده کند.

 

ماده بيستم: در رابطه با تشکيل کنگره های عادی، شرط لازم کار مطلع بودن اعضاء از «دستور جلسه» ای است که بوسيلهء شورای مرکزی تصويب شده باشد.

                    تبصرهء 1: شورای مرکزی برای فراهم آوردن مقدمات کنگرهء عادی کميسونی را به نام «کميسيون برگزاری کنگره» انتخاب می کند و اين کميسيون موظف به تهيهء دستور جلسه و اسنادی که بايد به کنگره عرضه شوند می باشد.

                   تبصره 2: «کميسيون برگزاری کنگره» موظف است اظهار نظرهای رسيده در مورد دستور جلسه و ساير اسناد مربوط به کنگره را نيز به اطلاع همهء اعضاء برساند.

ماده بيست و يکم: اعضاء شرکت کننده در کنگره های عادی بايد حداکثر دو هفته قبل از اعلام محل تشکيل کنگره، کميسيون برگزاری کنگرهء حزب را از نوع شرکت خود آگاه کنند

ماده بيست و دوم: از آنجا که ممکن است حضور فيزيکی برخی از اعضاء حزب در کنگره ها مقدور نباشد، اينگونه اعضاء برای مشارکت در کنگره می توانند از طريق دادن وکالت کتبی به اعضاء حاضر در کنگره که قبلاً به اطلاع کميسيون برگزاری کنگره  رسيده باشد، در رأی گيری ها شرکت کنند.

ماده بيست و سوم: حد نصاب رسميت يافتن کنگره های حزب شرکت حضوری يا وکالتی نصف به اضافهء يک اعضاء می باشد. در صورت نرسيدن به نصاب کنگره دو ماه بعد، با هر آن تعداد از شرکت کننده و در صور لزوم بصورت اينترنتی تشکيل می شود.

ماده بيست و چهارم: کنگره را رئيس سنی آن ، که از قبل از جانب دفتر عضويت های حزب تعيين شده، افتتاح کرده و انتخابات برای تعيين رئيس و دو منشی کنگره را انجام می دهد. پس از آن رئيس و دو منشی منتخب کنگره را اداره می کنند.

ماده بيست و پنجم: اسناد تقديمی به کنگره در نشست آن خوانده شده و، پس از اظهار نظر یک موافق و یک مخالف، به رأی گذاشته می شود. برای تصويب هر سند به بیش از پنجاه درصد آراء نياز است. در صورت مساوی بودن تعداد آراء رأی رئيس کنگره تعيين کننده است.

ماده بيست و ششم: وظايف کنگره های عادی به شرح زیر است:

          الف: بررسی و تصويب اصلاحات و تغييرات احتمالی در مرام نامه و بنياد نامهء حزب

          ب: تصميم گيری دربارهء گزارش مالی حزب

          پ: تصميم گيری دربارهء گزارش فعاليت های حزب در سال گذشته.

          ت. تصميم گيری در مورد حق عضويت.

          ث: تصميم گيری دربارهء برنامهء فعاليت های حزب در سال آينده.

          ج: تصميم گيری در مورد انحلال حزب، در صورتی که چنين موضوعی مطرح باشد

          چ: انجام هرگونه انتخاباتی که اين بنيادنامه بعهدهء کنگره عادی می گذارد.

 

فصل چهارم ـ شورای مرکزی حزب

ماده بيست و هفتم: کنگره های حزب، به ازای هر ٥ عضو حزب، يک نفر را از ميان اعضاء داوطلب را با رأی اکثريت نسبی انتخاب می کند.

                   تبصره 1: دو نفر بعدی که در رأی گيری بالا ترين تعداد رأی آورده اند عضو علی البدل محسوب می شوند. هر عضو علی البدل بايد در جلسات شرکت کند اما تنها وقتی صاجب حق رأی می شود که جانشين عضو اصلی غايب يا استعفاء داده باشد.

                   تبصره 2: دبيرکل حزب و معاون او بعنوان مشاور، موظف به شرکت در جلسات شورای مرکزی هستند.

                   تبصره 3: در صورتی که تعداد اعضاء صاحب رأی شورا از نصف به اضافهء يک نفر کمتر شود، شورای مزبور نسبت به تشکيل کنگره فوق العاده و تجديد انتخابات برای تعيين جانشين اعضاء کنار رفته اقدام می کند.

ماده بيست و هشتم: وظايف شورای مرکزی عبارتند از:

          الف: تعيين سياست های اجرائی حزب

          ب: تعيين مواضع حزب در موارد لازم

          پ: نظارت بر کليهء فعاليت های حزب

          ت: بررسی و تصويب آئين نامه ها و مقررات

          ث: اعضاء شورای مرکزی يک تن از اعضاء حزب را بعنوان انتخاب خزانه دار حزب از ميان اعضاء حزب

          ج: تعيين رئيس شورا از ميان اعضاء شورای مرکزی

          تبصره: رئيس شورا در صورت لزوم می تواند يک نفر از اعضاء شورا را بعنوان معاون خود معرفی کند.

          چ: تعيين خرانه دار شورا از ميان اعضاء حزب

                   تبصره: انتخاب مجدد رئيس و خزانه دار بلامانع است.

ماده بیست و نهم: جلسات شورا همواره با حضور اکثريت نسبی اعضاء رسميت يافته و تصميمات آنان دارای نفاذ قانونی خواهد بود.

ماده سی ام: تصميم گيری در مورد تناوب زمانی تشکيل جلسات شورا با خود شورا است.

ماده سی و يکم: با انتخاب شورای مرکزی جديد، آئين نامه های مصوب شوراهای قبلی اعتبار خود را از دست نمی دهند مگر آنکه شورای مرکزی جديد بخواهد در آنها تغييراتی را اعمال کند.

ماده سی و دوم: اعضاء شورا به صورت های زير از عضويت در شورا معاف خواهند بود:

          الف: استعفاء از شورا با موافقت شورا که در صورت عدول از تصميم شورا حکم سلب عضويت می شود.

          ب: فوت

          پ: برکناری از شورا با رأی بيش از دو سوم اعضاء شورا

ماده سی و سوم: شورا در نخستين جلسه يک تن از اعضاء خود را بعنوان رئيس شورای مرکزی و برای انجام وظايف زير انتخاب می کند:

          الف: تعيين يکی از اعضاء شورا برای تهيه دستور جلسات و تصويب نهائی پيش نويس اين دستورات

          ب: تعيين مدير جلسات شورا

          ت: ابلاغ تصميمات شورا به کليهء مراجعی که اين تصميمات به آنها مربوط می  شود.

                    تبصره: در صورت تساوی آراء اعضاء شورا در يک رأی گيری، رأی رئيس شورا تعيين کننده خواهد بود.

ماده سی و چهارم: شورای مرکزی حزب می تواند به تشخيص خود از ميان متخصصان زمينه های مختلف، از درون يا بيرون حزب، دعوت کند که در موارد تخصصی شان بعنوان مشاوران حزب در جلسات حزبی شرکت کرده و نظر مشورتی خود را اعلام دارند.

                   تبصره: اين مشاوران دارای حق رأی نبوده و در قبال تصميمات حزب مسئوليتی نخواهند داشت.

فصل پنجم - دبير کل حزب و معاون او

ماده سی و پنجم: کنگرهء حزب از ميان داوطلبان يک تن را بعنوان دبيرکل انتخاب می کند و او نيز معاون خود را بر می گزيند. سپس انتخابات برای تعيين اعضاء شورای مرکزی از ميان ديگر داوطلبان انجام می شود.

ماده سی و ششم: انتخاب مجدد دبير کل در سمت خود برای سه دوره متوالی بلامانع است.

ماده سی و هفتم: وظايف دبير کل حزب به شرح زير می باشد:

          الف: سخنگوئی حزب

          ب: اجرای مصوبات شورای مرکزی

          پ: نظارت و تصميم گيری و مديريت امور اجرائی و، از اين دست، دفاتر حزب

ماده سی و هشتم: در صورتی که شورای مرکزی حزب چنين تشخيص دهد که دبير کل حزب خودسرانه دست بکارهائی خلاف نظر شورا و عليه منافع حزب زده، و يا در انجام وظايف خود کوتاهی کرده است، می تواند، با رأی اکثريت مطلق (٧٥ درصد) اعضاء شورای مرکزی حزب، او را از سمت خود کنار گذاشته و، تا پايان دوران کار شورا، معاون او را بعنوان دبير کل منصوب نمايد و از او بخواهد که معاون خود را به شورا معرفی کند.

فصل ششم - دفاتر اجرائی حزب

ماده سی و نهم: دفاتر اجرائی حزب به شرح زیر اند:  

          -  دفتر امور عضويت ها

          -  دفتر امور حقوقی و داوری

          -  دفتر امور رسانه های اجتماعی

           - دفتر انتشارات

          - دفتر فنی و امور انفورماتيک

          - دفتر دیدبان رسانه‌ها و سازمان های سياسی

          - دفتر روابط با سازمان های سیاسی ايرانی و بين المللی

                    تبصره: منظور از «سازمان های سیاسی» گروه هائی هستند که شورای مرکزی حزب همکاری با آنها را در مسیر اهداف کوتاه و بلند مدت خود صلاح بداند.

ماده چهلم: مسئول هر دفتر، از جانب دبيرکل انتخاب شده و «دبیر» آن دفتر خوانده می شود.

ماده چهل و يکم: در صورت نیاز به دفتری دیگر، با پیشنهاد دبیرکل، و تصویب شورای مرکزی، دفتر مزبور تشکیل و ويژگی ها و وظايف آن تعيين می گردد و سپس بند مربوط به آن دفتر در کنگرهء عادی حزب به اين بنيادنامه افزوده می شود.

                    تبصره: دبیران دفاتر موظف به تهیه پیشنویس آئین نامه دفاتر خویش برای تصویب توسط شورای مرکزی حزب می باشند.

فصل هفتم - هيئت رايزنان حزب

ماده چهل و دوم: بمنظور استفادهء بهينه از تجربه های کسب شده در فعاليت های حزب، مجمعی به نام «هيئت رايزنان حزب» بوجود آمده و متشکل خواهد بود از دبيرکل ها و رؤسای شورای مرکزی که مدت مأموريت شان به پايان رسيده است.

ماده چهل و سوم: اعضاء اين هيئت می توانند جلسات جداگانهء حزبی خود را تشکيل داده و نتايج رايزنی خود را به صورت توصيه هائی به اطلاع شورای مرکزی و دبيرکل حزب برسانند. در عين حال دبير کل و رئيس شورای مرکزی نيز می توانند در موارد لازم خواهان نظر اعضاء هيئت شوند. اما اين مقامات ملزم به پذيرش يا اجرای توصيه های مزبور نيستند. در صورت عدم پذيرش اينگونه توصيه ها از جانب دبير کل و يا رئيس شورای مرکزی، اعضاء اين هيئت می توانند، با اکثريت آراء، برای حل مسئله، از طريق رئيس هيئت، تشکيل مجمع عمومی فوق العاده حزب را خواهان شود.

ماده چهل و چهارم: اين هيئت از ميان خود هماهنگ کننده ای را انتخاب می کند که وظيفه اش ادارهء جلسات و انجام مکاتبات داخلی حزبی از طريق دبير کل و يا رئيس شورای مرکزی خواهد بود.

ماده چهل و پنجم: اعضاء اين هيئت، بنا به دعوت رئيس شورای مرکزی، در جلسات اين شورا شرکت داشته و اعضاء آن را از نظرات و مشاورت های خويش بهره مند می کنند اما دارای حق رأی نيستند.

ماده چهل و ششم: اعضاء هيئت، مانند ساير اعضاء، می توانند بوسيلهء دبيرکل حزب برای احراز مسئوليت ادارهء دفاتری از مجموعهء دفاتر اجرائی حزب انتخاب شده و زير نظر دبيرکل انجام وظيفه کنند. در اين صورت عضويت شان در هيئت امتيازی را در اين مورد برايشان نداشته و دبيرکل همواره حق عزل آنان از سمت مسئول دفاتر حزب را دارا خواهد بود.

ماده چهل و هفتم: انتخاب مجدد اعضاء هيئت به سمت دبيرکلی و يا عضويت در شورای مرکزی حزب بلا مانع است و در اين صورت کسی که مجدداً به اين سمت ها برگزيده می شود ديگر عضو هيئت رايزنان نخواهند بود.

فصل هشتم - امور متفرقه

ماده چهل و هشتم:  ثبت حزب و گشايش حساب بانکی وظيفهء شورای مرکزی حزب است.

ماده چهل و نهم: دريافت کمک مالی نبايد با دادن هرگونه تعهدی از جانب حزب به کمک کننده همراه باشد و اين نکته در مورد کمک گنندگانی که شرطی را مطرح می کنند طی نامه ای رسمی به آنها ابلاغ می شود.

ماده پنجاهم: دريافت کمک مالی بيش از ٥ هزار دلار از منابع خارج حزب، مشروط به تصويب شورای مرکزی است.

ماده پنجاه و يکم: هرگونه تغییر و اصلاح در مرامنامه يا بنيادنامهء حزب، و نيز تصميم گيری دربارهء انحلال حزب، منوط به تصويب آن با اکثریت مطلق اعضاء حزب (٧٥ درصد) در اولين کنگرهء عادی و يا، در صورت تشخيص شورای مرکزی، در کنگرهء فوق العاده اعضاء حزب است. پيشنهاد تشکيل اينگونه کنگرهء عادی يا فوق العاده بصورت های زير انجام پذيرد:

          الف: تقاضای دو سوم از اعضاء حزب از شورای مرکزی

          ب: بر اساس تصويب دو سوم اعضاء شورای مرکزی

ماده پنجاه و دوم: در صورت تصويب انحلال حزب ، يک هيئت تسويه از جانب کنگره مأمور آن می شود تا در مورد اموال حزب و اعطای آن به يکی از سازمان های حقوق بشری تصميم گيری کند.

ماده پنجاه و سوم: این بنيادنامه در هشت فصل و پنجاه و سه ماده به تصویب «کنگره عادی حزب» که در تاریخ تاريخ ٣٠ شهریور ١٣٩٧ برابر با ٢١ سپتامبر ٢٠١٨ در فرانکفورت – آلمان تشکيل گرديد رسيده و جانشین بنیاد نامهء قبلی می شود.

مصوب ٣٠ شهریور ١٣٩٧ برابر با ٢١ سپتامبر ٢٠١٨، در کنگره برگزار شده در فرانکفورت - آلمان

پيشگفتار

          الف. با الهام از سند موسوم به «پيمان نامهء عصر نو»، و برآمده از دل کوششی که در ١٤ امرداد ١٣٩٢ نام «جنبش سکولار دموکراسی ايران» بخود گرفت، برای پاسخگوئی به نيازها و ضرورت‌های سياسی و مديريتیِ اکنون و آيندهء کشور ايران، و پس از انجام يک سال مذاکره و تحقيق از جانب جمعی از ايرانيان معتقد به سکولار دموکراسی، در روز خجستهء ١٤ امرداد ١٣٩٥، برابر با صد و دهمين سالگشت پيروزی انقلاب مشروطه ايران، روند تهيهء مقدمات تأسيس «حزب سکولار دموکرات ايرانيان» (از اين پس «حزب») بصورت اين مرامنامه و بنيادنامهء پيوست آن، تکميل شده و اين حزب در جريان برگزاری چهارمين کنگرهء سکولار دموکرت‌های ايران (هامبورگ ـ ٢٠ شهريور ١٣٩٥) اعلام موجوديت کرده است.

          ب «حزب» بر غير قابل اصلاح بودن قانون اساسی و ارکان حکومت اسلامی مسلط بر ايران باور دارد؛ خواستار پايان دادن به حاکميت اين رژيم است؛ و طبعاً خواستار لغو قانون اساسی مبتنی بر مذهب، شريعت و ايدئولوژی، و انحلال همهء دستگاه های شريعت بنيادی همچون ولايت فقيه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، محاکم شرعی و دستگاه های دولتی مختلفِ تبليغات مذهبی می باشد.

          پ. تا سرنگونی حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و با توجه به اين‌که در داخل کشور اعلام هدف و استراتژی انحلال طلبانه برای نيروهای سياسی مخالف رژيم متضمن خطرات بسيار است، «حزب» از طرح مطالباتی که به قانون اساسی حکومت اسلامی حقانیت ندهد از جانب مبارزان راه آزادی حمايت می‌کند.

          ت. در پی سقوط و انحلال حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و تصويب قانون اساسی جديد، بندهای مربوط به اقدامات پيش از فروپاشی در اين مرامنامه مورد تجديد نظر و جرح و تعديل قرار خواهد گرفت.

مقدمه

مادهء 1. حزب دارای سه دوره از فعاليت خواهد بود:

          الف - دورهء پيشگامی، يا دوران بسر بردن در غربت و تبعيد، که در طی آن تشکيلاتی است سياسی که در اين دوره در راستای عضوگيری و تربيت کادرها، تهيه و ارائهء برنامه‌های اجرائی آينده نگر، و شرکت فعال در آفرينش آلترناتيو و جانشينی مدرن، امروزی، آزاديخواه، انسان مدار و متشکل از ائتلاف نيروهای سکولار دموکرات سرنگونی طلب می کوشد.

          ب - دورهء بازگشت به ايران: در روزگار بلاترديدی که در آن حکومت مذهبیِ مستقر بر ايران  ساقط و منحل می‌شود و امکانات فعاليت سياسی در ايران فراهم می آيد، «حزب سکولار دموکرات ايرانیان»، بعنوان بخشی از نيروی آلترناتيوِ جانشين حکومت پيشين، مستقلاً فعاليت کرده و در روند فعال شدن دولت موقت، تشکيل مجلس مؤسسان، نوشتن و تصويب قانون اساسی کشور شرکتِ کوشا خواهد داشت.

          پ- دورهء فعاليت علنی و رسمی: در پی تصويب قانون اساسی جديد کشور، حزب در مبارزات انتخاباتی برای تشکيل مجلس و دولت و دخالت در امر مديريت کشور شراکت خواهد کرد.

                   تبصره: در صورتی که، بعلت وقوع حوادثی غيرمنتظره، قانون اساسی آيندهء کشور داری ماهيت سکولار دموکرات نباشد، و يا در صورت تغييرات بعدی در اصول سکولار دموکرات قانون اساسی، حزب نسبت به اين موارد موضع مخالف و اپوزيسيونل خواهد گرفت و به فعاليت علنی، و در صورت اجبار مخفيانه، عليه آن قانون اساسی و حکومت برآمده از آن خواهد پرداخت.

در ماهيت و ويژگی های «حزب»

          ماده 2. «حزب»، بعنوان نهادی سياسی، باور دارد که واژهء سیاست (Politics) در سطح هر کشور به معنی شرکت یا تلاش برای شرکت در امر کشورداری است. بر این پایه، احزاب سیاسی موظف به داشتن برنامه‌هائی برای ایجاد کار، تأمين آزادی، رفاه و آسایش شهروندان کشور، تامین منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور می باشند. بر اين اساس «حزب» در زمينه های زير می کوشد:

          - حل دمکراتیک اختلافات بدون درگير شدن با تفاسير گوناگون و دست و پا گير بازمانده از گذشتهء کشور،

          - تأمين آزادی و آبادی و رفاه تمام زنان و مردان ايران،

          - برابری در حقوق اجتماعی،

          - عدالتجوئی ‌های جلوگيرنده از پيدايش تبعیض و شکاف های مهلک اجتماعی.

          - با باور به سَروریِ ملت (nation) و حاکميت ملی (national sovereignty

          - بر اساس يک قانون اساسی سکولار دموکرات تأمين کنندهء حکومت (state) و دولت (government

          - زمینه سازی برای برقراری یک نظام آموزش و پرورش فراگیر که نسل‌های آینده را برای زندگی در یک جامعه سکولار دموکرات می‌کند.                  

          ماده 3. «حزب» ريشه های خود را در خاک جنبش آزايخواهانه، عدالتجويانه و تجددطلبِ انقلابِ مشروطهء ايران می بيند و از آرزوهای مندرج در آن الهام می گيرد، بی آنکه برخی از افزوده های نفی کنندهء مندرج در متمم های قانون اساسی برآمده از آن انقلاب را بپذيرد؛ افزوده هائی همچون وجود دين رسمی، نظارت استصوابی دينکاران فرقهء اماميه بر قانون گزاری و اعطای اختيارات فراقانونی به مقامات غير مسئول.

          ماده 4. «حزب» بر اساس اعتقاد به حاکميت ملت (يا حاکميت ملی) بوجود می آيد و در نتيجه حزبی است باورمند به اصل «يک کشور - يک ملت - يک حکومت». از نظر حزب ، نمی توان اضعاف مردمان ساکن در يک کشور، با همهء گوناگونی های قومی، فرهنگی، مذهبی، جنسی، جنسيتی و غيره را ملت دانست.     

          ماده 5. «حزب» هدف غائی خود را ايجاد يک حکومت سکولار دموکرات بر اساس يک قانون اساسی مبتنی بر اصول سکولار دموکراسی در ايران تعيين می‌کند اما، با توجه به تعدد و تنوع نيروهای سياسی، آماده است تا، در شرايط مشخص، در ائتلافات با ديگر شخصيت ها و سازمان های سياسی کشور شرکت کند؛ ولی در اين راستا با اشخاص و سازمان هائی که به تشخيص شورای مرکزی حزب در سرکوب مردمان ايران شراکت داشته‌اند همکاری نخواهد کرد.

          ماده 6. «حزب»، در راستای حفظ ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی گوناگون، مثبت، پويا و بالندهء مردمان ايران، که برآمده از محيط زيست و اجتماعی رنگارنگ و غنی و در عين حال در خطر اين سرزمين است، خود را خانهء همهء ايرانيان رها شده از خرافات و معتقد به اصالت علم و منطق و مصالح ملی می‌داند اما به اين مواضع بعنوان يک ايدئولوژی، و يا يک نظريهء سياسیِ صرفاً معطوف به دستيابی به قدرتِ سياسی، نمی نگرد و آنها را حاصلِ درکی منطقی و سيستماتيک از ضرورت های جامعه ای رنگارنگ، تلقی می کند.

          ماده 7. «حزب» معتقد است که يک حزب سياسی مدرن،

          - ارائه دهندهء برنامه‌های معين برخاسته از ايدئولوژی های آزادی مدار بوده،

          - و بر اساس اين برنامه‌ها در انتخابات‌های آزاد و منصفانه شرکت می کند.

          - و از پرداختن به ايدئولوژی‌های تماميت خواه - که همواره قصد جانشينی قانون اساسی سکولار دموکرات را دارند - پرهيز می کند.  

          ماده 8. «حزب»، با هرگونه تحميل مذهبی، فرقه ای يا ايدئولوژيک بر جامعه مخالف بوده و با آن مبارزه می کند.

          ماده 9. «حزب» می کوشد تا با ارائهء برنامه‌هائی روشن و مدلل برای بازسازی کشور، ايجاد کار و فراهم آوردن امکان زندگی بهتر بخصوص برای جوانان، و شرکت در مبارزات انتخاباتی بر بنياد تبعيت از رأی آزاد مردم، زمام اختيار دولت را در دست گرفته و با تسليم به همهء موازين دولتمداری دموکراتيک و مبتنی بر اعلاميهء جهان گستر حقوق بشر، خدمات خود را در اختيار مردم کشورمان بگذارد.

          ماده 10. «حزب» در همه حال خواستار وفاداری به اصول «جمهوريت»، به معنی حکومت مردم بر مردم و انتخابی بودن کليهء مقامات مسئول اداره کنندهء کشور، است و، در نتيجه، برای مقامات احتمالی غيرمسئولی همچون رياست جمهوری نمادين و يا پادشاهی نمادين در اموری که به حکومت مربوط است هيچ حق ويژه ای قائل نيست؛ اما روش تعيين اين مقامات را غيرموروثی می داند.

          تبصره: حزب معتقد به «ساختار دو رياستی» برای کشور است که يکی از آنها لزوماً جنبهء نمادين داشته و حق دخالت در امور جاری کشور را ندارد. در عين حال، حزب رياست نمادين را با عنوان ـرئيس جمهور» مرجح می داند.

          ماده 11. حزب در همه پرسی‌ها و مبارزات انتخاباتی آينده در ايران آزاد بعنوان يک حزب جمهوري‌خواه موضع گيری و فعاليت می‌کند اما بديهی است که اعضاء حزب بعنوان شهروند در انتخابات شرکت کرده و طبعاً در گسترهء وجدانيات خود رأی خواهند داد.

          ماده 12. «حزب» همواره رأی ملت را که در انتخابات های انجام شده بر اساس قانون اساسی سکولار دموکراتيک کشور و ملاحظات و مصوبات بين المجالس سازمان ملل متحد اعلام می‌شود پذيرفته و در برابر آن دست به مقاومت نمی‌زند و در راستای تقليل و تحديد آن گام بر نمی‌دارد و هر آنگاه که ارادهء ملی از طريق انتخابات منصفانه و آزاد بر سلب قدرت از «حزب» قرار گيرد در تحويل و تحول درست کارانهء زمام امور کشور کوشا خواهد بود.

          ماده 13. «حزب» در تصميم گيری‌های اجتماعی معتقد به برتری تخصص بر باورهای غيرعلمی، مذهبی و ايدئولوژيک است و بر اين نکته تأکيد دارد که ايران آزاد، آباد، کارآفرين و شاد، لاجرم زادگاه مردمانی دور از تعصب‌های عقيدتی و قومی و فرهنگی و خواهان همراهیِ سازنده با تمدن بشری است.

در ماهيت دموکراسی از نظر «حزب»

          ماده 14. «حزب» دموکراسی را به معنای حاکميت «کشور - ملت» (Nation-State) و منافع آن تعبير می‌کند و باور دارد که ترکيب «کشور - ملت»، در تعاريف بين المللی، عبارت است از مجموعهء انسان‌هائی که، با وجود رنگارنگی در قوميت و زبان و فرهنگ، در کنار هم در سرزمينی واقع در درون يک مرز شناخته شده از جانب جامعهء بين المللی هم‌زيستی می‌کنند و مشترکاً استقلال و يکپارچگی سياسی دارند.

          ماده 15. «حزب» دموکراسی را بر مبنای مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر و کليهء کنوانسين‌ها و ملحقات آن تعريف می‌کند.

          16 ماده. از نظر حزب، «دموکراسی» سکولار است و صفاتی همچون خلقی، مردمی، شورائی، مذهبی، اسلامی را نمی‌توان به آن اطلاق کرد.

          ماده 17. از نظر حزب، «دموکراسی» لزوماً بر بنياد برسميت شناختن تکثر و کثرت مداری اجتماعی شکل می‌گيرد و بايد که در راستای حفظ کثرت مداری اجتماعی کوشا باشد.

          ماده 18. از نظر «حزب» شرط تحقق دموکراسی وجود بلاشرط آزادی بيان و تبليغ همهء عقايد و آزادی احزاب و اجتماعات و رسانه‌ها است.

ماده 19. از آنجا که افراد در جامعه ای احساس آرامش و رفاه و خوشبختی می‌کنند که ساختار جامعه تضمين کنندهء حقوق و سهم تک تک آنان از امکانات اجتماعی و نافی هرگونه تبعيض باشد، در دموکراسی مورد نظر «حزب»، سهم جامعه در امر مديريت کشور نسبت به سهم فرد اولويت دارد.

در ويژگی های سکولار دموکراسی

          ماده 20. از نظر «حزب» سکولار دموکراسی، که تحت عنوان «سکولاريسم سياسی - حقوقی» نيز مطرح می شود، در تحقق جدائی مذاهب و ايدئولوژی های تماميت خواه از حکومت، قانون اساسی، و نهادهای برخاسته از آن متجلی می‌شود و، در نتيجه، به وجود مذهب يا ايدئولوژیِ رسمی / حکومتی اعتقاد ندارد، اين دو را ماهيتاً يکی می‌داند، اما، تا زمانی که امر عدم دخالت آنها در حکومت رعايت شود، مخالف فعاليت های مسالمت آميز آن‌ها نيست.

          ماده 21. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب» دارای ماهيتی سياسی بوده و علاوه بر تضمين جدائی کامل مذهب و ایدئولوژی از حکومت، مخالف هرگونه حکومت قومی - نژادی بوده و، در عين حال، پاسدارِ روادارِ آزادی عقاید دینی و ایدئولوژیک شهروندان است و، از اين لحاظ، با سکولاريسم فلسفی، که در تفکر کلاسيک ايرانی به «مکتب دهريون» معروف است و رژيم اسلامی مسلط بر ايران همان را تنها تعريف سکولاريسم می داند، مرزبندی دارد.

          ماده 22. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، اگرچه سازمان‌های مذهبی و ايدئولوژيک را جزو جامعهء مدنی می‌داند اما عقيده دارد که حکومت نبايد آنها را در امور نهادهای دولتی و نيمه دولتی، بخصوص در قانون گزاری، قضاوت، آموزش و پرورش، بهداشت عمومی و امنيت کشور دخالت دهد، يا به آنها کمک مالی کند و حتی لازم است بر اساس قوانين مالياتی کشور از درآمدهای آنها ماليات دريافت نمايد کند. در عين حال لازم است داشتن ارتباط مالی نهادهای مذهبی و ایدئولوژیک با نهادها و دولت های خارجی منوط به کسب اجازه از دولت سکولار دموکرات ایران است.

          ماده 23. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، برای دينکاران مذاهب مختلف امتياز حقوقی و اجتماعی خاصی قائل نيست، استفاده از لباس مذهبی، و از اين بابت استفاده از هرگونه يونيفورم، در مجامع و مأموريت‌های غير شغلی افراد را سوء استفاده دانسته و مجاز نمی‌داند. بعلاوه امر صدور «فتواهای سياسی و اجتماعی» از جانب رهبران مذهبی را، بخاطر جنبهء دخالت کنندهء احکامی و اجرائی آن‌ها، جزئی از مقولهء دخالت در حکومت تلقی کرده و در زمرهء بيان و تبليغ عقيده نمی‌داند.

          تبصره: ضروری است که مجلس شورای ملی آينده، بر اساس موازين سکولار دموکراسی، در مورد وضعيت گذشته و آيندهء کليهء نهادهای وابسته به سازمان اوقاف و نيز نهادهای مذهبی استفاده کنندهء از بودجهء عمومی کشور تصميم گيری نمايد.

در ماهيت سيستم اقتصادی

          ماده 24. «حزب»، با توجه به مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر، اقتصاد آزاد و مالکيت خصوصی را به‌رسميت می شناسد و در عين‌حال معتقد به لزوم تأمين رفاه اجتماعی است و در اين راستا از همهء دست آوردهای کارشناسانهء انديشه‌های ليبرال و سوسيال سود می‌جويد.

          ماده 25.«حزب» ثروت ها، منابع کلان و ماليات های عمومی کشور را متعلق به ملت ايران دانسته و دولت ملی را موظف به جلوگيری از هرگونه سوء استفادهء شخصی و گروهی از آنها می‌داند.

          ماده 26. «حزب» معتقد به کوشش در راستای رهاسازی کشور و دولت از اقتصاد مبتنی بر به نفت و ايجاد تنوع کيفی و کمی در توليدات داخلی است.

          ماده 27. «حزب» خواستار اولويت بخشی به ايجاد اشتغال برای جوانان کشور است و اين امر را بعنوان برنامهء عاجل خود دانسته و آن را آغازگاه فراهم آمدن امکانات مربوط به دسترسی به مسکن، تشکيل خانواده و تحصيلات در سطوح مختلف آموزش و پرورش تلقی می‌کند.

          ماده 28. «حزب»، بر اساس همهء ملاحظات فوق، برنامه های تفصيلی کار خود برای ادارهء کشور را، به تدريج تنظيم کرده و در راه بازبينی، تکميل و تحقق آنها کوشا خواهد بود.

در تأمين آزادی ها

          ماده 29. حزب، با تعهد نسبت به مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر، و در راستای جلوگيری از نهادينه شدن بی‌ثباتی اجتماعی، شرط اصلی ممکن شدن رشد اقتصادی، تکامل معنوی، رفاه و رضايت عمومی و علاقه‌مند بودن مردم به سرنوشت کشورشان را در تأمين و تضمين همهء آزادی‌های مندرج در آن بيانيه، برانداختن زندان و حصر سياسی و مجازات بخاطر داشتن عقيده، مبارزه با هرگونه اعمال خشونت آشکار و پنهان، و تبعيض‌زدائی از همهء نهادهای جامعه، دانسته و خود را نسبت به تأمين اين نيازها متعهد می‌داند.

          ماده 30. حزب بر اهميت آزادی عمل نهادهای مدنی و غير دولتی و غير انتفاعی (احزاب، انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، سنديکاها، و...) تأکيد می کند.

          ماده 31. حزب با اعدام و هرگونه شکنجه مخالف است.

در بارهء عدم تمرکز

          ماده 32. «حزب» تمرکز در ادارهء کشور را خلاف حاکميت ملت و زايندهء استبداد می‌داند و لذا، در کنار وظايف عمومی و همه شمولِ قوای سه گانهء حکومت مرکزی، به وجود اختيارات نهادهای انتخابی مناطق خودگردان باور دارد.

          ماده 33. «حزب» تقسيمات کشور به مناطق خودگردان (Self-governing) و نه خودمختار (Autonomous) را نه بر اساس قوميت، زبان، و مذهب بلکه بر اساس امکانات و نيازهای سرزمينی (که در حوزهء برنامه ريزی مدرن تحت نام «آمايش سرزمين» جمع بندی می‌شوند) منطقی و ناظر بر منافع ملی کشور می‌داند.

          ماده 34. «حزب» اعتقاد دارد که در قلمروی وظايفی که قانون اساسی بر عهدهء مناطق خودگردان کشور می گذارد، لازم است تصميم گيری ها در امور اجرائی، در سطوح مختلف، بوسيله کسانی انجام شود که با رأی مستقيم مردم هر محل انتخاب می شوند.

          ماده 35. حزب زبان فارسی را «زبان اداری» (official language) سراسری کشور می‌داند اما به حفظ و تدريس زبان‌های ديگر رايج در ايران، در سطوح ممکن تحصيلی، معتقد بوده و اين تنوع زبانی را يکی از نقاط قوت فرهنگ مردمان ايران می‌داند.

در امر سياست خارجی

          ماده 36. «حزب» معتقد است که حضور کشور در صحنهء بين‌المللی بايد در راستای استقلال و حفظ حاکميت ملت ايران و منافع آن باشد و در نتيجه احترام متقابل به حقوق يکديگر، و پرهيز از توطئه چينی عليه منافع کشورها را زمينه‌ساز آرامش يافتن جهان می‌داند و به اين اصول بصورتی فعال و عملی پاي بندی داشته باشد.

          ماده 37. «حزب» سياست خارجی ايران را مبتنی بر عدم دخالت متقابل کشورها در امور يکديگر دانسته و می‌خواهد تا ايران، بعنوان عضو سازمان ملل متحد، کشوری صلح طلب، پشتيبان هم‌زيستی ملل بوده و، از لحاظ مشارکت‌های بين المللی، در امر برقراری صلح و آرامش در جهان با ديگر کشورها همکاری نمايد.

در مورد تصويب و تغيير

          ماده 38. اين مرامنامه تنها در کنگره‌های عادی يا فوق العادهء حزب، و بر اساس مفاد بنيادنامهء حزب، قابل بازبينی و تغيير خواهد بود.

          ماده 39. اين مرامنامه در تاريخ ٣٠ شهریور ١٣٩٧ برابر با ٢١ سپتامبر ٢٠١٨ در کنگره عادی اعضاء حزب در شهر فرانکفورت به تصويب رسيده است.

مرامنامه پس از مصوبات کنگره اول مورخه ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷

 

مرامنامهء حزب سکولار دموکرات ایرانیان
مصوب بیست و هفتم اکتبر دوهزار و هفده

پيشگفتار

با الهام از سند موسوم به «پيمان نامهء عصر نو» و برآمده از دل کوششی که در ١٤ امرداد ١٣٩٢ نام «جنبش سکولار دموکراسی ايران» بخود گرفت، برای پاسخگوئی به نيازها و ضرورت‌های سياسی و مديريتیِ اکنون و آيندهء کشور ايران، و پس از انجام يک سال مذاکره و تحقيق از جانب جمعی از ايرانيان معتقد به سکولار دموکراسی، در روز خجستهء ١٤ امرداد ١٣٩٥، برابر با صد و دهمين سالگشت پيروزی انقلاب مشروطه ايران، روند تهيهء مقدمات تأسيس «حزب سکولار دموکرات ايرانيان» (از اين پس «حزب») بصورت اين مرامنامه و بنيادنامهء پيوست آن، تکميل شده و اين حزب در جريان برگزاری چهارمين کنگرهء سکولار دموکرت‌های ايران (هامبورگ ـ ٢٠ شهريور ١٣٩٥) اعلام موجوديت کرده است.

مقدمه

  1. 1. حزب دارای سه دوره از فعاليت خواهد بود:

- اول: دورهء پيشگامی: «حزب» در دوران بسر بردن در غربت و تبعيد، بعنوان پيشگام و مبشر تشکيلاتی که در ايرانِ آزادِ آينده فعال خواهد بود عمل می کند و در راستای عضوگيری، و همچنين تهيه و ارائهء برنامه‌های اجرائی آينده نگر، و شرکت در آفرينش آلترناتيو و جانشينی مدرن، امروزی، آزاديخواه، انسان مدار و متشکل از ائتلاف نيروهای سکولار دموکرات سرنگونی طلب می کوشد.

- دوم، دورهء بازگشت به ايران: در روزگار بلاترديدی که در آن حکومت مذهبیِ مستقر بر ايران  منحل می‌شود و امکانات فعاليت سياسی در ايران فراهم می آيد، «حزب سکولار دموکرات ايرانیان»، بعنوان بخشی از نيروی آلترناتيوِ جانشين حکومت پيشين، مستقلاً فعاليت کرده و در روند تشکيل دولت موقت، مجلس مؤسسان، نوشتن و تصويب قانون اساسی کشور شرکتِ کوشا خواهد داشت.

- سوم: دورهء فعاليت علنی و رسمی: در پی تصويب قانون اساسی جديد کشور، حزب در مبارزات انتخاباتی برای تشکيل مجلس و دولت و دخالت در امر مديريت کشور شراکت خواهد کرد.

تبصره: در صورتی که، بعلت وقوع حوادثی غيرمنتظره، قانون اساسی آيندهء کشور داری ماهيت سکولار دموکرات نباشد، و يا در صورت تغييرات بعدی در اصول سکولار دموکرات قانون اساسی، حزب نسبت به اين موارد موضع مخالف و اپوزيسيونل خواهد گرفت و به فعاليت علنی، و در صورت اجبار مخفيانه، عليه آن قانون اساسی و حکومت برآمده از آن خواهد پرداخت.

در ماهيت «حزب»

  1. «حزب» می‌خواهد تا، بدون درگير شدن با تفاسير گوناگون و دست و پا گير از گذشتهء کشورمان، تلاش خود را معطوفِ حل دمکراتیک اختلافات، و تأمين آزادی و آبادی و رفاه تمام زنان و مردان ايران، آن هم بر متن باور به سَروریِ ملت (nation) و حاکميت ملی (national sovereignty) و برابری در حقوق اجتماعی و در پيشگاه يک قانون اساسی سکولار دموکرات تأمين کنندهء حکومت (state) و دولت (government)، و عدالتجوئی ‌های جلوگيرنده از پيدايش تبعیض و شکاف های مهلک اجتماعی بسازد.
  2. «حزب» ريشه های خود را در خاک جنبش آزايخواهانه، عدالتجويانه و تجددطلب انقلابِ مشروطهء ايران می بيند و از آرزوهای مندرج در آن الهام می گيرد، بی آنکه برخی از افزوده های نفی کنندهء مندرج در متمم های قانون اساسی برآمده از آن انقلاب را بپذيرد؛ افزوده هائی همچون وجود دين رسمی، نظارت استصوابی دينکاران فرقهء اماميه بر قانون گزاری و اعطای اختيارات فراقانونی به مقامات غير مسئول.
  3. «حزب» بر اساس اعتقاد به حاکميت ملت يا حاکميت ملی بوجود می آيد و در نتيجه حزبی است باورمند به اصل يک کشور - يک ملت - يک حکومت. از نظر حزب ، نمی توان اضعاف مردمان ساکن در يک کشور ، با همهء گوناگونی های قومی، فرهنگی، جنسی، جنسيتی و غيره را ملت دانست.
  4. «حزب» هدف غائی خود را ايجاد يک حکومت سکولار دموکرات بر اساس يک قانون اساسی مبتنی بر سکولار دموکراسی در ايران تعيين می‌کند اما، با توجه به تعدد و تنوع نيروهای سياسی، آماده است تا، در شرايط مشخص، در ائتلافات با ديگر شخصيت ها و سازمان های سياسی کشور شرکت کند ولی در اين راستا با اشخاص و سازمان هائی که به تشخيص شورای مرکزی حزب در سرکوب مردمان ايران شراکت داشته‌اند همکاری نخواهد کرد.
  5. «حزب»، در راستای حفظ ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی گوناگون، مثبت، پويا و بالندهء مردمان ايران، که برآمده از محيط زيست و اجتماعی رنگارنگ و غنی و در عين حال در خطر اين سرزمين است، خود را خانهء همهء ايرانيان رها شده از خرافات و معتقد به اصالت علم و منطق و مصالح ملی می‌داند اما به اين مواضع بعنوان يک ايدئولوژی، و يا يک نظريهء سياسیِ صرفاً معطوف به دستيابی به قدرتِ سياسی، نمی نگرد و آنها را حاصلِ درکی منطقی و سيستماتيک از ضرورت های جامعه ای رنگارنگ، از لحاظ فرهنگی، دينی، زبانی، قومی، و جنسيتی در ايران تلقی می کند.
  6. «حزب» معتقد است که يک حزب سياسی مدرن، بجای پرداختن به ايدئولوژی‌های تماميت خواه - که همواره قصد تصرف جايگاه قانون اساسی سکولار دموکرات را دارند - ارائه دهندهء برنامه‌های معين برخاسته از ايدئولوژی های آزادی مدار بوده و بر اساس اين برنامه‌ها در انتخابات‌های آزاد و منصفانه شرکت می کند.
  7. «حزب»، با هرگونه فعاليتِ تحميلیِ مذهبی يا ايدئولوژي مخالف است.
  8. «حزب» می کوشد تا با ارائهء برنامه‌هائی روشن و مدلل برای بازسازی کشور، ايجاد کار و فراهم آوردن امکان زندگی بهتر بخصوص برای جوانان، و شرکت در مبارزات انتخاباتی بر بنياد تبعيت از رأی آزاد مردم، زمام اختيار دولت را در دست گرفته و با تسليم به همهء موازين دولتمداری دموکراتيک خدمات خود را در اختيار مردم کشورمان بگذارد.
  9. «حزب» در همه حال خواستار وفاداری به اصول «جمهوريت»، به معنی حکومت مردم بر مردم و انتخابی بودن کليهء مقامات مسئول اداره کنندهء کشور، است و، در نتيجه، برای مقامات احتمالی غيرمسئولی همچون رياست جمهوری تشريفاتی و يا پادشاهی تشريفاتی در اموری که به حکومت مربوط است هيچ حق ويژه ای قائل نيست.
  10. حزب در همه پرسی‌ها و مبارزات انتخاباتی آينده در ايران آزاد بعنوان يک حزب جمهوري‌خواه موضع گيری و فعاليت می‌کند اما بديهی است که اعضاء حزب بعنوان شهروند در انتخابات شرکت کرده و طبعاً در گسترهء وجدانيات خود رأی خواهند داد.
  11. «حزب» همواره رأی ملت را که در انتخابات های انجام شده بر اساس قانون اساسی سکولار دموکراتيک کشور و ملاحظات و مصوبات بين المجالس سازمان ملل متحد اعلام می‌شود پذيرفته و در برابر آن دست به مقاومت نمی‌زند و در راستای تقليل و تحديد آن گام بر نمی‌دارد و هر آنگاه که ارادهء ملی از طريق انتخابات منصفانه و آزاد بر سلب قدرت از «حزب» قرار گيرد در تحويل و تحول درست کارانهء زمام امور کشور کوشا خواهد بود.
  12. «حزب» در تصميم گيری‌های اجتماعی معتقد به برتری تخصص بر باورهای غيرعلمی، مذهبی و ايدئولوژيک است و بر اين نکته تأکيد دارد که ايران آزاد، آباد، کارآفرين و شاد، لاجرم زادگاه مردمانی دور از تعصب‌های عقيدتی و قومی و فرهنگی و خواهان همراهی سازنده با تمدن بشری است.

در ماهيت دموکراسی از نظر «حزب»

  1. «حزب» دموکراسی را به معنای حاکميت «کشور - ملت» (Nation-State) و منافع آن تعبير می‌کند و باور دارد که ترکيب «کشور - ملت»، در تعاريف بين المللی، عبارت است از مجموعهء انسان‌هائی که، با وجود رنگارنگی در قوميت و زبان و فرهنگ، در کنار هم در سرزمينی واقع در درون يک مرز شناخته شده از جانب جامعهء بين المللی هم‌زيستی می‌کنند و مشترکاً استقلال و يکپارچگی سياسی دارند.
  2. «حزب» دموکراسی را بر مبنای مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر و کليهء کنوانسين‌ها و ملحقات آن تعريف می‌کند.
  3. از نظر حزب، «دموکراسی» سکولار است و صفاتی همچون خلقی، مردمی، شورائی، مذهبی، اسلامی را نمی‌توان به آن اطلاق کرد.
  4. از نظر حزب، «دموکراسی» لزوماً بر بنياد برسميت شناختن تکثر و کثرت مداری اجتماعی شکل می‌گيرد و بايد که در راستای حفظ کثرت مداری اجتماعی کوشا باشد.
  5. از نظر «حزب» شرط تحقق دموکراسی وجود بلاشرط آزادی بيان و تبليغ همهء عقايد و آزادی احزاب و اجتماعات و رسانه‌ها است.
  6. از آنجا که افراد در جامعه ای احساس آرامش و رفاه و خوشبختی می‌کنند که ساختار جامعه تضمين کنندهء حقوق و سهم تک تک آنان از امکانات اجتماعی و نافی هرگونه تبعيض باشد، در دموکراسی مورد نظر «حزب»، سهم جامعه در امر مديريت کشور نسبت به سهم فرد اولويت دارد.

در ويژگی های سکولار دموکراسی

  1. از نظر «حزب» سکولار دموکراسی که تحت عنوان «سکولاريسم سياسی - حقوقی» نيز مطرح می شود، در تحقق جدائی مذاهب و ايدئولوژی های تماميت خواه از حکومت، قانون اساسی، و نهادهای برخاسته از آن متجلی می‌شود و، در نتيجه، به وجود مذهب يا ايدئولوژیِ رسمی / حکومتی اعتقاد ندارد، اين دو را ماهيتاً يکی می‌داند، اما، تا زمانی که امر عدم دخالت آنها در حکومت رعايت شود، مخالف فعاليت های مسالمت آميز آن‌ها نيست.
  2. سکولار دموکراسی مورد نظر حزب ما دارای ماهيتی سياسی بوده و تضمين کنندهء جدائی کامل مذهب و ایدئولوژی از حکومت است و، در عين حال، پاسدار روادار آزادی عقاید دینی و ایدئولوژیک شهروندان است و از اين لحاظ با سکولاريسم فلسفی، که در تفکر کلاسيک ايرانی به «مکتب دهريون» معروف است و رژيم اسلامی مسلط بر ايران آن را تنها تعريف سکولاريسم می داند، مرزبندی دارد.
  3. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، اگرچه سازمان‌های مذهبی و ايدئولوژيک را جزو جامعهء مدنی می‌داند اما عقيده دارد که حکومت نبايد آنها را در امور دولتی، بخصوص در قانون گذاری و آموزش و پرورش و امنيت کشور دخالت دهد، به آنها کمک مالی کند و حتی در موارد قانونی و در هر کجا که لازم شود بايد از درآمدهای آنها ماليات دريافت کند. در عين حال لازم است داشتن ارتباط مالی نهادهای مذهبی و ایدئولوژیک با نهادهای و دولت های خارجی منوط به کسب اجازه از دولت سکولار دموکرات ایران است.
  4. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، برای دينکاران مذاهب مختلف امتياز حقوقی و اجتماعی خاصی قائل نيست، استفاده از لباس مذهبی، و از اين بابت استفاده از هرگونه يونيفورم در مجامع و مأموريت‌های غير شغلی افراد را سوء استفاده دانسته و مجاز نمی‌داند، و امر صدور «فتواهای سياسی و اجتماعی» از جانب رهبران مذهبی را، بخاطر جنبهء دخالت کنندهء احکامی و اجرائی آن‌ها، جزئی از مقولهء دخالت در حکومت تلقی کرده و در زمرهء بيان و تبليغ عقيده نمی‌داند.

در ماهيت سرنگونی طلبی

  1. «حزب» بر غير قابل اصلاح بودن قانون اساسی و ارکان حکومت اسلامی مسلط بر ايران باور دارد؛ خواستار پايان دادن به حاکميت اين رژيم است؛ و طبعاً خواستار لغو قانون اساسی مبتنی بر مذهب، شريعت و ايدئولوژی، و انحلال همهء دستگاه های شريعت بنيادی همچون ولايت فقيه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، و دستگاه های دولتی مختلف تبليغات مذهبی می باشد.
  2. تا سرنگونی حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و با توجه به اين‌که در داخل کشور اعلام هدف و استراتژی انحلال طلبانه برای نيروهای سياسی مخالف رژيم متضمن خطرات بسيار است، «حزب» از طرح مطالباتی که به قانون اساسی حکومت اسلامی حقانیت ندهد از جانب مبارزان راه آزادی حمايت می‌کند.

در ماهيت سيستم اقتصادی

  1. «حزب»، با توجه به مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر، مالکيت خصوصی و اقتصاد آزاد را به‌رسميت می شناسد و در عين‌حال معتقد به لزوم تأمين رفاه اجتماعی است و در اين راستا از همهء دست آوردهای کارشناسانهء انديشه‌های «ليبرال سوسيال» سود می‌جويد.
  2. «حزب» ثروت ها، منابع کلان و ماليات های عمومی کشور را متعلق به ملت ايران دانسته و دولت ملی را موظف به جلوگيری از هرگونه سوء استفادهء شخصی و گروهی از آنها می‌داند.
  3. «حزب» معتقد به کوشش در راستای رهاسازی کشور و دولت از اقتصاد مبتنی به نفت و ايجاد تنوع کيفی و کمی در توليدات داخلی است.
  4. «حزب» خواستار اولويت بخشی به ايجاد اشتغال برای جوانان کشور است و اين امر را بعنوان برنامهء عاجل خود دانسته و آن را آغازگاه فراهم آمدن امکانات مربوط به دسترسی به مسکن، تشکيل خانواده و تحصيلات در سطوح مختلف آموزش و پرورش تلقی می‌کند.
  5. «حزب»، بر اساس همهء ملاحظات فوق، برنامه های تفصيلی کار خود برای ادارهء کشور را، به تدريج تنظيم کرده و در راه بازبينی، تکميل و تحقق آنها کوشا خواهد بود.

در تأمين آزادی ها

  1. حزب، با تعهد نسبت به مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر، و در راستای جلوگيری از نهادينه شدن بی‌ثباتی اجتماعی، شرط اصلی ممکن شدن رشد اقتصادی، تکامل معنوی، رفاه و رضايت عمومی و علاقه‌مند بودن مردم به سرنوشت کشورشان را در تأمين و تضمين همهء آزادی‌های مندرج در آن بيانيه، برانداختن زندان و حصر سياسی و مجازات بخاطر داشتن عقيده، مبارزه با هرگونه اعمال خشونت آشکار و پنهان، و تبعيض‌زدائی از همهء نهادهای جامعه، دانسته و خود را نسبت به تأمين اين نيازها متعهد می‌داند.
  2. حزب خود را برآمده از انديشهء مبتنی بر اولويت آزادی عمل نهادهای مدنی و غير دولتی و غير انتفاعی (احزاب، انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، سنديکاها، و...) بر ساختارهای دولتی می‌داند.
  3. حزب با هرگونه شکنجه و اعدام مخالف است.

در بارهء عدم تمرکز

  1. «حزب» تمرکز در اداره کشور را خلاف حاکميت ملت و زايندهء استبداد می‌داند و لذا، در کنار وظايف عمومی و همه شمولِ قوای سه گانهء حکومت مرکزی، به وجود اختيارات نهادهای انتخابی مناطق خودگردان باور دارد.
  2. «حزب» تقسيمات کشور به مناطق خودگردان (Self-governing) و نه خودمختار (Autonomous) را نه بر اساس زبان، مذهب و قوميت بلکه بر اساس امکانات و نيازهای سرزمينی (که در حوزهء برنامه ريزی مدرن تحت نام «آمايش سرزمين» جمع بندی می‌شوند) منطقی و ناظر بر منافع ملی کشور می‌داند.
  3. «حزب» اعتقاد دارد که در قلمروی وظايفی که قانون اساسی بر عهدهء مناطق خودگردان کشور می گذارد، لازم است تصميم گيری در امور اجرائی، در همهء سطوح، بوسيله کسانی انجام شود که با رأی مستقيم مردم هر محل انتخاب می شوند.
  4. حزب زبان فارسی را زبان اداری (official language) سراسری کشور می‌داند اما به حفظ و تدريس زبان‌های ديگر رايج در ايران، در سطوح ممکن تحصيلی، معتقد بوده و اين تنوع زبانی را يکی از نقاط قوت فرهنگ مردمان ايران می‌داند.

در امر سياست خارجی

  1. «حزب» سياست خارجی ايران را مبتنی بر عدم دخالت در امور کشورهای ديگر، به هرگونه بهانهء ايدئولوژيک و مذهبی، دانسته و می‌خواهد تا ايران، بعنوان عضو سازمان ملل متحد، کشوری صلح طلب، پشتيبان هم‌زيستی ملل بوده و، از لحاظ مشارکت‌های بين المللی، در امر برقراری صلح و آرامش در جهان نمونه باشد.
  2. «حزب» معتقد است که حضور کشور در صحنهء بين‌المللی بايد در راستای استقلال و حفظ حاکميت ملت ايران و منافع آن باشد و در نتيجه احترام متقابل به حقوق يکديگر، و پرهيز از توطئه چينی عليه منافع کشورها را زمينه‌ساز آرامش يافتن جهان می‌داند و به اين اصول بصورتی فعال و عملی پاي بندی داشته باشد.

در مورد تصويب و تغيير

  1. اين مرامنامه تنها در کنگره‌های عادی يا فوق العادهء حزب و در پی آگاهی رسانی کافی در مورد چرائی و چگونگی کار، قابل بازبينی و تغيير خواهد بود.

 

مرامنامه حزب قبل از کنگره اول مورخه ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷

 

مصوب 28 اسفند 1396 - برابر با 19 مارس 2018

فصل اول - کليات

ماده يکم -  حزب سکولار دموکرات ايرانيان (از اين پس «حزب») بر اساس مرامنامهء خود و برای اجرای اهداف و پيش بينی های مندرج در آن بوحود میآيد.

         

ماده دوم - «حزب» دارای ساختاری تشکيلاتی با اجزاء زير است:

          - اعضاء (موضوع فصل دوم اين بنيادنامه)

          - کنگره (موضوع فصل سوم)

          - شورای مرکزی (موضوع فصل چهارم)

          - دبير کل و معاونين او (موضوع فصل پنجم)

          - هيئت اجرائی و دفاتر مختلف حزب (موضوع فصل ششم)

ماده سوم -  ثبت حزب و گشايش حساب بانکی وظيفهء شورای مرکزی حزب است.

فصل دوم ـ عضويت

ماده چهارم - بدنهء اصلی حزب را اعضاء آن تشکيل می دهند و هر کس که به عضويت حزب پذيرفته شود حق کامل شرکت در کنگره های عمومی عادی و فوق العادهء حزب، و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای مسئولیت هایی که در اين بنيادنامه تعيين شده را دارا می باشد.

                    تبصره 1: اگر عضوی، با موافقت رئيس شورای مرکزی، نتواند در جلسات اين شورای شرکت کند، حق انتخاب شدن برای مناصب حزب را نخواهد داشت.

                    تبصره 2: اعضائی که نخواهند اسم شان آشکار شود، لازم است نام و نشان واقعی خود را به اطلاع دبير کل برسانند و عضويت آنها منوط به پذيرش دبير کل است. اين اشخاص حق نامزد کردن خود در انتخابات حزب را نخواهند داشت، بی آنکه موظف باشند دلايل عدم شرکت خود در انتخابات را توضيح دهند. اين ممنوعيت در صورتی که عضو حزب نام و نشان خود را آشکار کند مرتفع خواهد شد.

                    تبصره 3: مسئولیت رابطه با اعضای ساکن ایران با دبیرکل است. در هر مورد دبیرکل یکی از اعضای شورای مرکزی را برای ارتباط با فرد ساکن ایران منصوب می کند.

ماده پنجم - همهء کسانی که به مرامنامه، بنیادنامه و مواضع حزب باور داشته، دارای حداقل ١٨ سال سن و توان خواندن و نوشتن بوده و واجد يکی از شرايط زير باشند می توانند، خواستار عضويت حزب شوند:

          الف: در ايران به دنيا آمده باشند.

          ب: با توجه به شرايط کنونی، يا در گذشته و يا حال حاضر، دارای تابعيت کشور ايران باشند.

          پ: پدر يا مادر يا پدر يا مادر بزرگ شان، و يا اولياء قانونی شان، ايرانی باشند.

مادهء ششم - اقدام برای عضويت در حزب، و نيز خروج از اين عضويت، اموری اختياری اند اما پذيرفته شدن و پايدار ماندن در عضويت منوط به رعايت شرايط زير است:

          الف: پر کردن برگهء «تقاضای عضويت» که در آن مراتب مطالعه و پذيرش مرامنامه و بنيادنامهء حزب اعلام شده و نام و نشان و سوابق سياسی / اجتماعی کامل متقاضی ذکر می شود.

          ب: شرکت در مصاحبه ای که انجام اش با دفتر عضويت ها (ر.ک: فصل هفتم اين سند) است و دبير دفتر عضويت ها می تواند برای انجام اين مصاحبه ها از ديگر اعضاء حزب ياری بخواهد.

          پ: گذراندن يک دورهء آموزشی، از طريق شرکت در کلاس های کادرسازی و ساير فعاليت های داوطلبانهء حزبی.

                   تبصره 1: حداکثر مدت دوران آموزشی عضويت شش ماه است و در پايان آن شورای مرکزی دربارهء عضويت قطعی داوطلبان تصميم می گيرد.

                   تبصره 2: دفتر عضويت ها می تواند هر زمان که تشخيص دهد پروندهء داوطلب را که مشغول گذراندن دورهء آموزشی است برای تصميم گيری قطعی به شورای مرکزی ارسال کند.

          ت: پذيرفته شدن از جانب شورای مرکزی حزب بر اساس برگهء تقاضای عضويت و ملحقات آن و نيز گزارش دفتر عضویت ها

          ث: پرداخت حق عضويت سالانه.

                    تبصره: تصميم پيرامون موارد استثنائی معافيت اعضاء از پرداخت حق عضويت با شورای مرکزی است. در مورد چگونگی دریافت و قسط بندی حق عضویت خزانه دار شورا تصمیم میگیرد.

ماده هفتم - عضو حزب نمى تواند:

          الف: عضو احزاب ديگر باشد.

          ب: به همکاری و ارتباط «منظم» با هر گروه سياسی و يا رسانه ای ديگر (چه حزب و چه مجتمع های سياسی)، در راستای تحقق اهدافی که آن گروه ها در پیش روی دارند، اقدام کند.

          پ: با دولت های خارجی و مؤسساتی که توسط دولت های خارجی اداره می شوند ارتباط و همکاری سیاسی داشته باشد.

                    تبصره: در صورتی که «حزب» خود را جزء يا هواخواه جنبش يا ائتلافی اعلام کند همکاری اعضاء حزب با «اعضاء موجه» آن جنبش و ائتلاف بلامانع است. تهيه و اعلام فهرست اعضاء و حاميان موجه جنبش ها و ائتلاف ها با هيئت اجرائی است.

ماده هشتم: در موارد زير ضروری است که عضو حزب با ارائهء ادلهء کافی موافقت شورای مرکزی را کسب کند:

          الف: ارتباط موضعی و موقت با دولت های خارجی و موسساتی که توسط دولت های خارجی اداره می شوند.

                   تبصره: در صورت موافقت با اين ارتباط روند کار زير نظر دبير کل صورت می گيرد.

          ب: همکاری منظم يا نامنظم با احزاب و گروه های ديگر صرفاً در راستای معرفی و تبليغ اهداف حزب سکولار دموکرات ايرانيان.

          پ: ارتباط «منظم» با رسانه ها اعم از رادیو، تلویزیون، وبسایت، وبلاگ و نظاير آنها.

          ت: ارتباط منظم با شخصیت ها و محافل سکولار دموکرات برای جلب آن ها به حزب و یا انجام اقدامات مشترک.

                    تبصره ١: تشخیص این که کدام از شخصیت ها و محافل مختلف دارای ماهيت «سکولار دموکرات» هستند با هيئت اجرائی است. اما تصمیم در بارهء چگونگی و ادامهء ارتباط با آنها با شورای مرکزی حزب است.

                    تبصره ٢: مسئولیت اداره و کنترل موارد مصوب با هيئت اجرائی حزب است اما شورای مرکزی می تواند با تصویب یک آئیننامه اجرای این مسئوليت را به واحد دیگری از حزب محول نماید.

ماده نهم: شركت و عضويت اعضاء در احزاب و سازمان هاى غير ايرانی محل اقامت خود در خارج کشور با اطلاع و موافقت هيئت اجرائی حزب مجاز است.

                    تبصره: اعضای حزب می توانند در امور مدنی و سیاسی جامعه ای که در آن زندگی میکنند فعال باشند. ماهیت این فعالیت، با تشخیص عضو حزب، نباید با مرامنامه حزب متناقض باشد.

ماده دهم: شرکت اعضای حزب در گردهمایی سایر گروهای سیاسی منوط به مشورت با دبیرکل است، اما شرکت اعضای شورای مرکزی حزب در گردهمایی سایر گروه های سیاسی ایرانی منوط به موافقت هيئت اجرائی است.

مادهء يازدهم: هر عضو حزب باید همواره در فعاليت های حزب درگير باشد. دبیرکل و دفتر عضويت ها مسئول اجرای این ماده می باشند. در عين حال عضو حزب بايد بطور مستمر از مفاد اسناد حزب، از جمله دستور و گزارش جلسات مختلف حزب آگاه باشد.

ماده دوازدهم: سلب عضويت از اعضاء حزب به دلايل، و طی روندهای زير، به پیشنهاد هيئت اجرائی و با تصویب شورای مرکزی حزب، ممکن است:

          الف: در صورتی که عضوی در انجام وظايف محوله بخود از جانب حزب عملاً فعالیتی نداشته و پس از طی شش ماه فرصتی که برای اعادهء فعالیت او داده می شود، همچنان غیر فعال باقی بماند.

          ب: در صورتی که عضوی بر خلاف اصول بنيادنامه، مرامنامهء و يا به زيان مصالح حزب عمل کند.

                    تبصره 1: در صورتی که عضو يا اعضائی خواهان سلب عضویت از عضو دیگری باشند لازم است درخواست خود را با قید دلایل و کتباً برای بررسی به دفتر حقوقی ارسال دارند. دفتر حقوقی پس از تکميل پرونده آن را برای پیگیری به هيئت اجرائی و از آن طريق به شورای مرکزی حزب ارجاع میدهد.

                   تبصره 2: شخصی که شورای مرکزی از او سلب عضويت کرده است، تا تعيين تکليف قطعی عضويت اش، کليهء حقوق حزبی خود را از دست می دهد.

ماده سيزدهم: فردی که عضويت اش در حزب سلب می شود، حق اعتراض به مصوبهء شورای مرکزی را خواهد داشت. فردی که از او سلب عضویت شده 7 روز، از روز بعد از ابلاغ تصمیم به او،  فرصت دارد به تصمیم شورای مرکزی اعتراض نماید. چنانچه او به وقت بیشتری نیاز داشته باشد دفتر حقوقی میتواند زمان اعتراض را بر حسب شرایط افزایش دهد.

                   تبصره 1: در برای رسيدگی به اين شکايت کمیسیون ويژه ای از سوی دفتر حقوقی حزب، متشکل از سه نفر از اعضاء حزب، تشکيل می شود که دو نفر آنان نبايد عضو شورای مرکزی حزب باشند و نفر سوم را فرد سلب عضویت شده از ميان اعضأ حزب انتخاب می کند. اين کميسيون به شکایت و اعتراض رسیدگی کرده و شورای مرکزی حزب، با در نظر گرفتن توصیهء این کمیسیون، تصمیم نهایی را اتخاذ می کند.                 

                    تبصره 2: کسی که عضويت اش در حزب سلب شده نمی تواند، جز وامی که احتمالاً به حزب داده، خواستار اعادهء مبالغ پرداختی و امکاناتی که در اختيار حزب قرار داده بشود و، در عين حال، بايد امکاناتی را که از جانب حزب در اختيار او قرار دارد به حزب اعاده نمايد.

                    تبصره 3: حزب مدافع حق آزادی هر عضو در جدایى علنى از حزب است. بعبارت دیگر، خروج از حزب كاملأ آزاد بوده و اعضاء كناره گيری کرده با هیچگونه تهدیدى از جانب اعضاء و مسئولان حزب روبرو نخواهند شد.

                    تبصره 4: چنانچه عضو کناره‌گیری کرده و یا همچنین عضو اخراجی به تبلیغات منفی علیه حزب دست بزند تنها دبیرکل، به عنوان سخنگوی حزب، حق پاسخگوئی خواهد داشت. در این رابطه دبیرکل می‌تواند برحسب موضوع از اعضای دیگر حزب نیز یاری بخواهد.

فصل سوم ـ کنگرهء حزب

ماده چهاردهم: کنگرهء حزب به دو صورت عادی و فوق العاده تشکيل شده و بالاترین رکن تصميم گيری در مورد کلیهء مسایل سیاسی، تشکیلاتی، اداری و مالی حزب محسوب می شود.   

ماده پانزدهم: کنگرهء عادی حزب هر ساله در يکی از ماه های فصل خزان به دعوت شورای مرکزی حزب برگزار می شود. کنگرهء فوق العادهء حزب، به تشخيص شورای مرکزی حزب، و يا با تقاضای نصف به اضافهء يک اعضاء حزب، در هر زمان که ضروری شود، برگزار می گردد.

ماده شانزدهم: هر دو نوع کنگره در اصل بصورت اينترنتی و در صورت لزوم بصورت حضوری برگزار می شود.

ماده هفدهم: شورای مرکزی حزب می تواند در مورد تصميم گيری های تک موضوعی، بجای تشکيل کنگرهء فوق العاده از روش رأی گيری بصورت ديجيتال استفاده کند.

ماده هجدهم: در رابطه با تشکيل کنگره های عادی، شرط لازم کار مطلع بودن اعضاء از «دستور جلسه» ای است که بوسيلهء شورای مرکزی تصويب شده باشد.

                    تبصرهء 1: شورای مرکزی برای تهيهء مقدمات کنگرهء عادی کميسونی را به نام «کميسيون برگزاری کنگره» انتخاب می کند و اين کميسيون موظف به تهيهء دستور جلسه و برگزاری کنگره می باشد.

                   تبصره 2: «کميسيون برگزاری کنگره» موظف است اظهار نظرهای رسيده در مورد دستور جلسه کنگره را نيز به اطلاع همهء اعضاء برساند.

ماده نوزدهم: از آنجا که ممکن است حضور فيزيکی کليهء اعضاء حزب در کنگره ها مقدور نباشد، هر عضو حاضر در همايش می تواند، با داشتن وکالت کتبی که قبلاً به اطلاع دفتر حقوقی و انتخابات رسيده باشد، حامل حداکثر حق رأی سه عضو غايب باشد.

ماده بيستم: اعضاء شرکت کننده در کنگره های عادی بايد حداکثر دو هفته قبل از اعلام محل تشکيل کنگره، دفتر حقوقی و انتخابات حزب را از نوع شرکت خود آگاه کنند تا مسئولان بدانند که کنگره، با در نظر گرفتن حد نصاب، با چند عضو تشکيل خواهد شد.

ماده بيست و يکم: کنگره های عادی حزب در دعوت اول با حد نصاب نصف به اضافهء يک اعضاء رسميت می يابند. در صورتی که در دعوت اول تعداد کسانی که تا يک دو هفته مانده به تشکيل کنگره شرکت خود در کنگره را اعلام می کنند به حد نصاب لازم نرسد، کنگره دو ماه بعد از تاريخ کنگرهء اول، با هر آن تعداد از شرکت کننده بصورت اينترنتی تشکيل می شود.

ماده بيست و دوم: کنگره را رئيس سنی کنگره، که از قبل از جانب دفتر عضويت های حزب تعيين شده، افتتاح کرده و انتخابات برای تعيين رئيس و دو منشی کنگره را انجام می دهد. پس از آن رئيس و دو منشی منتخب کنگره را اداره می کنند.

ماده بيست و سوم: متن هر پیشنهاد که به تصویب نیاز دارد در کنگره خوانده شده و، پس از سخنرانی یک موافق و یک مخالف، به رأی گذاشته می شود. برای تصويب پبشنهاد به بیش از پنجاه درصد آراء نياز است.

                    تبصره: در صورت مساوی بودن تعداد آراء رأی رئيس کنگره تعيين کننده است.

ماده بيست و چهارم: اهم وظايف کنگره های عادی به شرح زیر است.

          الف: بررسی و تصويب اصلاحات و تغييرات احتمالی در مرام نامه و بنياد نامهء حزب

          ب: تصميم گيری دربارهء گزارش های اداری و مالی و فعاليت های حزب در سال گذشته.

          پ: تصميم گيری دربارهء گزارش تحليلی حزب از اوضاع سياسی ايران و جهان.

          ت. تصميم گيری در مورد حق عضويت.

          ث: تصميم گيری دربارهء برنامهء فعاليت های حزب در سال آينده.

          ج: تصميم گيری در مورد انحلال حزب

          چ: انجام هرگونه انتخاباتی که اين بنيادنامه بعهدهء کنگره عادی می گذارد.

فصل چهارم ـ شورای مرکزی حزب

ماده بيست و پنجم: وظايف شورای مرکزی عبارتند از:

          الف: تعيين سياست های کاربردی حزب

          ب: تعيين مواضع حزب در موارد لازم

          پ: نظارت بر کليهء فعاليت های حزب

          ت: بررسی و تصويب آئين نامه ها و مقررات

ماده بيست و ششم: تا تصميم احتمالی و بعدی کنگرهء حزب، اين نهاد، برای عضويت در شورای مرکزی حزب، به ازای هر 5 عضو حزب، يک نفر را (هميشه با در نظر گرفتن فرد بودن اين عدد) از ميان اعضاء داوطلبی که اطلاعات آنان از قبل برای اعضاء کنگره فرستاده شده، پس از بحث مکفی در کنگره، و با رأی مخفی، انتخاب می کند.

                   تبصره 1: دو نفر بعدی که در رأی گيری بالا ترين تعداد رأی آورده اند عضو علی البدل محسوب می شوند. هر عضو علی البدل بايد در جلسات شرکت کند اما تنها وقتی صاجب حق رأی می شود که جانشين عضو اصلی غايب يا استعفاء داده باشد.

                   تبصره 2: دبيرکل حزب نيز که فردی انتخابی است بدون داشتن حق رأی، و بعنوان مشاور، به اين جمع افزوده می شود.

                   تبصره 3: در صورتی که تعداد اعضاء صاحب رأی اعضاء شورا از نصف به اضافهء يک نفر کمتر شود، شورای مزبور نسبت به تشکيل کنگره فوق العاده و تجديد انتخابات برای تعيين جانشين اعضاء کنار رفته اقدام می کند.

ماده بیست و هفتم: جلسات شورا همواره با حضور اکثريت نسبی اعضاء رسميت يافته و تصميمات آنان دارای نفاذ قانونی خواهد بود.

ماده بیست و هشتم: تصميم گيری در مورد تناوب زمانی تشکيل جلسات شورا با خود شورا است.

ماده بيست و نهم: با انتخاب اعضاء هر شورای مرکزی جديد، آئين نامه های مصوب شورای قبلی اعتبار خود را از دست نمی دهند مگر آنکه شورای مرکزی جديد بخواهد در آنها تغييراتی را اعمال کند.

ماده سی ام: اعضاء شورا به صورت های زير از عضويت در شورا معاف خواهند بود:

          الف: استعفاء

          ب: فوت

          پ: برکناری از شورا يا از عضويت در حزب به تشخيص و تصويب شورا

ماده سی و يکم: شورای مرکزی حزب در نخستين جلسهء خود يک تن از ميان اعضاء شورا را بعنوان رئيس شورا انتخاب کرده و انجام وظايف زير را به او محول می کند:

          الف: تصويب دستور جلسات شورا که بر اساس پيشنهادات اعضاء حزب بوسيله هيئت اجرائی تهيه می شوند

          ب: ادارهء جلسات شورا

          پ: ابلاغ تصميمات شورا به کليهء مراجعی که اين تصميمات به آنها مربوط می  شود.

                    تبصره: در صورت تساوی آراء اعضاء شورا در يک رأی گيری، رأی رئيس شورا تعيين کننده خواهد بود.

ماده سی و دوم: اعضاء شورا از ميان خود يک تن را بعنوان خزانه دار حزب و يک تن را بعنوان مسئول دفتر امور اداری شورای مرکزی انتخاب می کنند.         

                    تبصره 1: انتخاب مجدد رئيس و خزانه دار و مسئول دفتر امور اداری قبلی بلامانع است.

                    تبصره 2: تصميم گيری برای تعويض يا معاف کردن رئيس شورای مرکزی، خزانه دار حزب و مسئول دفتر امور اداری شورا بر عهدهء خود شورای مرکزی حزب است.

                    تبصره 3: انتخاب دبیران دفاتر حزب (ر.ک.: فصل هفتم)  از ميان با اعضاء شورای مرکزی بلامانع است.

ماده سی و سوم: شورای مرکزی حزب می تواند به تشخيص خود از ميان متخصصان زمينه های مختلف، از درون يا بيرون حزب، دعوت کند که در موارد تخصصی شان بعنوان مشاوران حزب در جلسات حزبی شرکت کرده و نظر مشورتی خود را اعلام دارند.

                   تبصره: اين مشاوران دارای حق رأی نبوده و در قبال تصميمات حزب مسئوليتی نخواهند داشت.

فصل پنجم - دبير کل حزب و معاونين او

ماده سی و چهارم: دبير کل حزب از جانب کنگرهء عادی حزب انتخاب می شود و دبيرکل انتخابی يک نفر از ميان اعضاء حزب را بعنوان معاون خود در امور جاری و یک نفر را بعنوان معاون امور بین المللی و احزاب بر می گزيند.

ماده سی و پنجم: در راستای انتخاب دبير کل حزب، تمام اعضای رسمی حزب حقِ اعلام نامزدی خود را، چه قبل و چه در جريان برگزاری کنگره، دارند.

                    تبصره: ابقای دبير کل در سمت خود برای سه دوره متوالی بلامانع است.

ماده سی و ششم: وظايف دبير کل حزب، که در برابر شورای مرکزی مسئول و پاسخگو ست، به شرح زير می باشد:

          الف: سخنگوئی حزب

          ب: نظارت و تصميم گيری و مديريت در مورد امور اجرائی حزب که به تصويب شورای مرکزی حزب می رسد.

ماده سی و هفتم: در صورتی که شورای مرکزی حزب چنين تشخيص دهد که دبير کل حزب خودسرانه دست بکارهائی خلاف نظر شورا و عليه منافع حزب زده، و يا در انجام وظايف خود کوتاهی کرده است، می تواند، با رأی اکثريت مطلق (75 %) اعضاء شورای مرکزی حزب، منهای رأی دبیرکل، او را از سمت خود کنار گذاشته و، تا پايان دوران کار شورا، يکی از معاونين او را بعنوان دبير کل منصوب نمايد.

فصل ششم - دفاتر اجرائی و هيئت اجرائی حزب

ماده سی و هشتم: امور اجرائی حزب بوسيلهء «هيئت اجرائی»، که مرکب است از دبيرکل، معاونين دبيرکل و دبيران دفاتر حزب است، انجام می شود.

ماده سی و نهم: مسئول هر دفتر، از جانب دبيرکل انتخاب شده و «دبیر» آن دفتر خوانده می شود.

ماده چهلم: دفاتر حزب به شرح زیر اند:         

          - دفتر امور عضويت ها

          - دفتر امور حقوقی و داوری

          - دفتر امور رسانه های اجتماعی

          - دفتر ارتباطات بين المللی

          - دفتر روابط عمومی و انتشارات

          - دفتر تدوين برنامه ها و امور انفورماتيک

          - دفتر ارتباط با سازمان های سیاسی

          - دفتر دیدبان رسانه‌ها

                    تبصره: منظور از «سازمان های سیاسی» در اين بند گروه هائی است که هيئت اجرائی و یا شورای مرکزی حزب همکاری با آنها را در مسیر اهداف کوتاه و بلند مدت خود صلاح بداند. این اهداف در سند دیگری با عنوان «سیاست همکاری حزب با جریانات سیاسی دیگر» توسط شورای مرکزی تدوین می شود.

ماده چهل و يکم: در صورت نیاز به دفتری دیگر، با پیشنهاد دبیرکل، و تصویب شورای مرکزی، دفتر مزبور تشکیل و ويژگی ها و وظايف آن تعيين می گردد و سپس بند مربوط به آن دفتر در کنگرهء عادی حزب به اين بنيادنامه افزوده می شود.

                    تبصره: دبیران دفاتر موظف به تهیه پیشنویس آئین نامه دفاتر خویش برای تصویب توسط شورای مرکزی حزب می باشند.

فصل هفتم - امور متفرقه

ماده چهل و دوم: دريافت کمک مالی نبايد با دادن هرگونه تعهدی از جانب حزب به کمک کننده همراه باشد و اين نکته طی نامه ای رسمی به کمک کنندگان ابلاغ می شود.

ماده چهل و سوم: دريافت کمکی مالی بيش از 5 هزار دلار از منابع خارج حزب، مشروط به تصويب شورای مرکزی است.

ماده چهل و چهارم: هرگونه تغییر و اصلاح در مرامنامه يا بنيادنامهء حزب، و نيز تصميم گيری دربارهء انحلال حزب، منوط به تصويب آن با اکثریت مطلق اعضاء حزب (75%) (هفتاد وپنج درصد) در اولين کنگرهء عادی و يا، در صورت تشخيص شورای مرکزی مبنی بر لزوم آن، در کنگرهء فوق العاده اعضاء حزب است. اين امر می تواند بصورت های زير انجام پذيرد:

          الف: ارسال پيشنهاد با امضای دو سوم از اعضاء شورای مرکزی

          ب: بر اساس پيشنهاد توجيهی يک يا چند عضو حزب و تصويب دو سوم اعضاء شورای مرکزی

          پ: ارسال پيشنهاد توجيهی 70 هفتاد در صد از اعضاء حزب به شورای مرکزی، که در اين صورت نيازی به مصوبهء شورای مرکزی نخواهد بود.

ماده چهل و پنجم: در صورت تصويب انحلال حزب در کنگره، يک هيئت تسويه از جانب کنگره مأمور آن می شود تا در مورد اموال حزب و اعطای آن به يکی از سازمان های حقوق بشری تصميم گيری کند.

ماده چهل و ششم: این بنيادنامه در هفت فصل و چهل و شش ماده به تصویب «کنگره فوق العادهء حزب» که در تاریخ 28 اسفند ماه 1396 تشکيل شد رسيده و جانشین بنیاد نامهء قبلی شد.

بنام آبادی کشور بزرگ ايران و آزادی، رفاه و سرفرازی ايرانيان

 امضاء کنندگان سند حاضر، الهام گرفته از «پيمان نامهء عصر نو» و جنبش سكولار دمكراسىِ برآمده از آن، همچنين با تکيه بر تجربه های به دست آمده، و پدنبال شرکت در سه كنگرهء سکولار دموکرات های ايران، بدين نتيجه رسيده اند که سكولار دموکرات های منفرد ايران، برای دستيابی به توان لازم در راستای شراکت مؤثر در روند ايجاد آلترناتيوی در برابر حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و سپس منسجم شدن در راستای مبارزات انتخاباتی آينده در ايران آزاد، چاره ای جز متشکل شدن ندارند و، هم برای امروز و هم برای آن فردا، بايد دارای تشکيلات سياسی خاص خود باشند و اين تشکيلات پديده ای جز يک حزب سياسی نيست؛ اما حزبی که ناگزير بايد دارای عمری دو بخشی باشد، يکی در دوران غربت و تبعيد که می توان آن را «دوران پيشگامی» دانست و يکی در دوران پس از انحلال حکومت اسلامی که در آن انجام و اِعمال وظايف روشن يک حزب سياسی ممکن می شود.

جمع ما، اکنون و بدين وسيله، با افتخار اعلام می کند که طی يک سال گذشته، با برگزاری بيش از پنجاه جلسه و 150 ساعت رايزنی و همفکری، توانسته است مرامنامه و بنيادنامهء چنان تشکيلاتی را تدوين کرده و آنها را در سايت مخصوص اين حزب، که از امروز، در سرآغاز کار کنگرهء چهارم سکولار دموکرات های ايران، کار خود را آغاز می کند، در اختيار هموطنان علاقمند بگذارد.

اين اسناد، که در کنگره های آيندهء حزب تکميل خواهند شد، با ارائهء نقطه نظرهائی سکولار دموکرات در مورد مسائل سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، زمينه را برای آغاز عضوگيری و فعاليت حزب در راستای شراکت در روند آلترناتيو سازی فراهم می آورند. و آنگاه، در آن زمان که فرصت تاريخی و گريزناپذير فروپاشی حکومت اسلامی از راه می رسد و در پی آن همهء ملزومات برای فعاليت رسمی احزاب و سازمان های سياسی ممکن می شود، سبب ساز آن می گردند که اين حزب نيز بتواند در مسير شراکت در تدوين قانون اساسی سکولار دموکرات آيندهء ايران و نيز شراکت در مبارزه برای به دست گرفتن زمام مديريت کشور از طريق انتخابات آزاد اقدام نمايد.

جمع کوچک ما، بی آنکه در روزها و ماه ها و سال های آينده برای خود در قبال آنانی که از اين پس به جمع پيشگامان  می پيوندند حق و امتياز ويژه ای قائل باشد، از همهء هموطنانی که فکر می کنند در امروزِ مبارزه با حکومت اسلامی مسلط بر ايران و در فردایّ آزاد ايران وجود يک حزب منسجم سياسی سکولار دموکرات می تواند تجلی گاه انديشهء سکولار دموکراسی و نگهبان آن از گزند حملات تماميت خواه باشد، دعوت می کند که در اين مسير سازندگی و آينده نگری، با مطالعهء مرامنامه و اساسنامهء «حزب سکولار دموکرات ايرانيان» به اين حزب بپيوندند و در راستای شراکت در ساختن يک ايران آزاد و آباد و سکولار دموکرات خدمت گذار وطن خود شوند.

درهای اين تشكل  از امروز بروی همهء ايران دوستان سکولار دموکرات باز است و ما چشم براه يارانی هستيم که منافع ملت ايران را برتر از هر امری دانسته و برای بازسازی ايران سرفراز آينده آمادهء کنشگری سياسی و سازنده باشند.

​با تشکر از همهء يارانی که در اين راه ما را راهنمائی کرده و به ما مشورت داده اند، بخصوص دوستان گرامی آقايان شهرام آريان و مهدی مفخمی.

​ با شادباش مجدد برای برگزاری چهارمين کنگرهء سکولارهای دموکرات ايران ​ و با آرزوی هر چه مستحكم تر شدن صفوف نيروهاى سكولار دمكرات انحلال طلب ايران!

مجید آژنگ[1]، رضا اسماعيلی[2]، حسن اعتمادی، محسن ذاکری، مهدی رضائی تازيک، مهين سلطانی، نسترن علیی، مريخ مرادی[3]، اسماعیل نوری‌علا، احمد وحدانی، منوچهر يزديان

 

٢٠ شهریور ١٣٩٥ – ١٠ سپتامبر ٢٠١٦، هامبورگ – آلمان

 

 

 

[1]: از ایشان در تاریخ دهم ماه مه دوهزار و هفده سلب عضویت شد.

 [2]: در تاریخ بیست و ششم ژانویه دوهزار و هفده با استعفای ایشان از حزب موافقت شد.

 [3]: در تاریخ دهم اکتبر دوهزار و شانزده، با استعفای ایشان از حزب موافقت شد.