فصل اول - کليات

ماده يکم - حزب سکولار دموکرات ايرانيان (از اين پس «حزب») بر اساس مرام نامهء خود و برای اجرای اهداف و پيش بينی های مندرج در آن بوحود می آيد.

ماده دوم - «حزب» دارای ساختاری تشکيلاتی با اجزاء زير است:

- اعضاء (موضوع فصل دوم اين بنيادنامه)

- شاخه ها (موضوع فصل سوم)

- کنگره (موضوع فصل چهارم)

- شورای مرکزی (موضوع فصل پنجم)

- دبير کل و معاون او (موضوع فصل ششم)

- دفاتر مختلف حزب (موضوع فصل هفتم)

- امور متفرقه (موضوع فصل هشتم)

مادهء سوم -  شورای مرکزی حزب، با اعلام موجوديت حزب، در راستای ثبت حزب و گشايش حساب بانکی  اقدام می کند.

فصل دوم ـ عضويت در حزب

مادهء چهارم - بدنهء اصلی حزب را اعضاء آن تشکيل می دهند وهر کس که به عضويت حزب پذيرفته شود، حق کامل شرکت در کنگره های عمومی عادی و فوق العادهء حزب، و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای مسئولیت هایی که در اين بنيادنامه تعيين شده را دارا می باشد.

تبصره: در دوران ماقبل انتقال حزب به داخل ايران، عضوگيری از داخل ايران با لحاظ کردن حداکثر ملاحظات مربوطه و بر اساس آئين نامه ای مستقل صورت می گيرد.

ماده پنجم - همهء کسانی که دارای حداقل ١٨ سال سن و سواد خواندن و نوشتن بوده و واجد يکی از شرايط زير باشند می توانند، خواستار عضويت حزب شوند:

الف: در ايران به دنيا آمده باشند.

ب: با توجه به شرايط کنونی چه در گذشته و چه در حال دارای تابعيت کشور ايران باشند. 

پ: پدر يا مادر يا پدر يا مادر بزرگ شان، و يا اولياء قانونی شان، ايرانی باشند.

مادهء ششم - اقدام برای عضويت در حزب، و نيز خروج از اين عضويت، اموری اختياری اند اما پذيرفته شدن و پايدار ماندن در عضويت منوط به رعايت شرايط زير است:

الف: پر کردن برگهء «تقاضای عضويت» که در آن مراتب مطالعه و پذيرش مرامنامه و بنيادنامهء حزب اعلام شده و نام و نشان و سوابق سياسی / اجتماعی کامل متقاضی ذکر می شود.

تبصره: در صورتی که متقاضی خواستار آن باشد که با نام مستعار بعنوان عضو حزب فعاليت کند لازم است نام و نشان واقعی خود را به اطلاع دبير کل و يک نفر از اشخاص حزبی مورد اعتماد دبيرکل برساند و عضويت او منوط به پذيرش دبير کل است.

ب: انجام مصاحبه با نماينده ای که شورای مرکزی حزب تعيين می کند.

پ: پذيرفته شدن از جانب شورای مرکزی حزب بر اساس برگهء تقاضای عضويت و ملحقات آن و نيز گزارش مصاحبه کننده با متقاضی.

ت: پرداخت حق عضويت سالانه که ميزان آن در کنگره های عادی حزب تعيين می شود.

تبصره: شورای مرکزی حزب در مورد چگونگی دريافت حق عضويت تصميم می گيرد. 

ماده هفتم: عضو حزب نمى تواند:

الف: عضو احزاب ديگر باشد.

ب: نسبت به همکاری و ارتباط «منظم» با هر گروه سياسی و يا رسانه ای ديگر (چه حزب و چه مجتمع های سياسی)، در راستای تحقق اهدافی که آن گروه ها در پیش روی دارند، اقدام کند.

پ: با دولت های خارجی و مؤسساتی که توسط دولت‌های خارجی اداره می‌شوند ارتباط و همکاری سیاسی داشته باشد.

تبصره: در صورتی که «حزب» خود را جزء يا هواخواه جنبش يا ائتلافی اعلام کند همکاری اعضاء حزب با «اعضاء موجه» آن جنبش و ائتلاف بلامانع است. تهيه و اعلام فهرست اعضاء و حاميان موجه جنبش ها و ائتلاف ها با شورای مرکزی حزب است.

ماده هشتم: در موارد زير ضروری است که عضو حزب با ارائهء ادلهء کافی موافقت شورای مرکزی را کسب کند:

الف: ارتباط موضعی و موقت و زير نظر دبيرکل حزب با دولت های خارجی و موسساتی که توسط دولت‌های خارجی اداره می‌شوند.

ب: همکاری منظم يا نامنظم با احزاب و گروه های ديگر صرفاً در راستای معرفی و تبليغ اهداف حزب سکولار دموکرات ايرانيان.

پ: ارتباط «منظم» با رسانه ها اعم از رادیو، تلویزیون، وب‌سایت، وبلاگ و نظاير آنها.

ت: ارتباط منظم با شخصیت‌ها و محافل سکولار دموکرات برای جلب آن ها به حزب و یا انجام اقدامات مشترک.

تبصره ١: تشخیص این که شخصیت‌ها و محافل مختلف دارای ماهيت «سکولار دموکرات» هستند با شورای مرکزی است. تصمیم در باره‌ء چگونگی و ادامه‌ء ارتباط با آنها نيز با شورای مرکزی حزب است.

تبصره ٢: مسئولیت اداره و کنترل موارد مصوب با شورای مرکزی حزب است اما شورای مرکزی می‌تواند با تصویب یک آئین‌نامه اجرای این مسئوليت را به‌ واحد دیگری از حزب محول نماید.

ماده نهم: شركت اعضاء در احزاب و سازمان هاى غير ايرانی محل اقامت خود در خارج کشور و عضويت در آنها با اطلاع و موافقت شورای مرکزی حزب مجاز است.

ماده دهم: اعضاء حزب تنها در تظاهراتی شرکت می کنند که حزب از دعوت کنندگان آن باشد. در اين راستا گردانندگان تظاهرات مختلف می توانند از حزب دعوت کنند که بعنوان يکی از  دعوت کنندگان اقدام کند و اين امر با تصويب شورای مرکزی ممکن خواهد بود.

مادهء يازدهم - هرعضو حزب باید در یکی از شاخه های حزب فعال باشد. دفتر عضويت ها و شاخه‌‌ها مسئول اجرای این ماده است.  

ماده دوازدهم - سلب عضويت از اعضاء حزب به دلايل، و طی روندهای زير، با تصویبشورای مرکزی حزب، ممکن است:

الف: در صورتی که عضوی در انجام وظايف محوله بخود از جانب حزب عملاً فعالیتی نداشته و پس از طی شش ماه فرصتی که برای اعادهء فعالیت او داده می شود، همچنان غیر فعال باقی بماند.

ب: در صورتی که عضوی، به تشخيص شورای مرکزی، بر خلاف اصول بنيادنامه و مرامنامهء حزب و يا به زيان مصالح آن عمل کند.

ماده سيزدهم - فردی که عضويت اش در حزب منتفی می شود، حق اعتراض به مصوبهء شورای مرکزی را خواهد داشت. در آن صورت کمیسیون ويژه ای از سوی دفتر حقوقی حزب، متشکل از سه نفر از اعضاء حزب، تشکيل می شود که دو نفر آنان نبايد عضو شورای مرکزی حزب باشند و نفر سوم را شاکی انتخاب می کند. اين کميسيون به شکایت و اعتراض شاکی رسیدگی کرده و شورای مرکزی حزب، با در نظر گرفتن توصیهء این کمیسیون، تصمیم نهایی را اتخاذ می کند.

تبصره: کسی که عضويت اش در حزب سلب شده نمی تواند، جز وامی که احتمالاً به حزب داده، خواستار اعادهء مبالغ پرداختی و امکاناتی که در اختيار حزب قرار داده بشود و، در عين حال، بايد امکاناتی را که از جانب حزب در اختيار او قرار دارد به حزب اعاده نمايد.

فصل سوم ـ شاخه های حزب

مادهء چهاردهم - حزب دارای سه نوع شاخهء منطقه ای، کشوری و شهری است.

ماده پانزدهم - اهم وظايف شاخه های سه گانهء حزب عبارتند از:

 - افزودن بر تعداد اعضاء شايستهء حزب

 - آموزش دادن آنان بر اساس مرام نامه و برنامه های حزب،

 - در گير کردن آنان در فعاليت های مختلف حزبی

 - و بطور کلی انجام هر وظيفه ای که شورای مرکزی حزب بر عهده شان می گذارد.

تبصره: طرز کار و نحوهء تنظيم روابط در شاخه ها بوسيله‌ی آئين نامه ای که دفتر شاخه ها و عضويت ها تهيه کرده و به تصويب شورای مرکزی می رساند معين خواهد شد.

مادهء شانزدهم - شورای مرکزی حزب، از طريق دفتر عضويت ها و شاخه‌ها، مناطقی را که می توانند شامل چند کشور يا چند شهر باشند تعيين نموده و در هر «منطقه» يک نفر از اعضاء حزب ساکن در آن منطقه را بعنوان مسئول شاخه‌ء آن منطقهء حزب تعيين می کند.

تبصره: وظيفه‌ء مسئول هر شاخه برقراری تماس مرتب با شاخه های کشوری منطقهء محل مأموريت خويش و کمک به انجام وظايف آنها از يکسو و داشتن ارتباط با دفتر عضويت ها و شاخه‌های حزب است.

ماده هفدهم - هر مسئول شاخه‌ء منطقه ای، در کشورهائی از منطقهء خود که عده ای از اعضاء حزب در آن ساکن باشند، يک تن از آن اعضاء را بعنوان «مسئول شاخه‌ء کشوری» به دفتر عضويت ها و شاخه های حزب پيشنهاد می کند. عضو مزبور، پس از موافقت آن دفتر و تصويب شورای مرکزی حزب، برای انجام اين مسئوليت تعيين می شود.

تبصره: وظايف هر مسئول شاخه‌ء کشوری از يکسو برقراری تماس مرتب و رسيدگی به فعاليت شاخه های شهری کشور مورد مسئوليت خويش و، از سوی ديگر، ارتباط با مسئول شاخه‌ی منطقه ای و از طريق او بادفتر عضويت‌ها و شاخه‌ها است.

ماده هجدهم - واحدهای اصلی فعاليت های حزبی «شاخه‌های شهری» حزب اند. در نخستين اقدام برای تشکيل اينگونه شاخه ها، مسئول شاخه‌ء کشوری از ميان اعضائی از حزب که در شهری اقامت دارند، يک نفر را بعنوان مسئول شاخه‌ء حزب در آن شهر به مسئول منطقه ای پيشنهاد کرده و مراتب را از طريق او به اطلاع دفتر عضويت ها و شاخه ها و تصويب شورای مرکزی حزب می رساند.

ماده نوزدهم - هر شاخه‌ء شهری با حضور سه عضو ساکن آن شهر، و به رياست کسی که از بين آنها در ابتدا از جانب مسئول کشوری تعيين شده، رسماً تشکيل می شود و مسئول مزبور تا يک سال به ادارهء آن شاخه می پردازد. در طی اين مدت، در صورت استعفاء و غيبت مسئول مزبور و نيز در پايان دورهء يک سالهء مسئوليت او، اعضاء شاخه شخص ديگری را از ميان خود انتخاب و به مسئول شاخه‌ی کشوری معرفی می کنند و، در صورت تصويب پيشنهادشان از طرف شورای مرکزی حزب، عضو مزبور بعنوان مسئول شاخه‌ی شهری آغاز بکار می کند.

ماده بيستم -با تشکيل هر شاخه‌ی شهری، مسئول شاخه دو نفر از اعضاء شاخه را بعنوان خزانه دار و منشی انتخاب می کند و از آن پس شاخه های شهری حزب هر ساله، در سالگرد تأسيس شاخه‌ء خود، مسئول و خزانه دار و منشی شاخه را برای يک سال انتخاب می کنند.

تبصره: انتخاب مجدد مسئول و خزانه دار و منشی قبلی تا دو بار بلامانع است.

فصل چهارم ـ کنگرهء حزب

ماده بیست و يکم -کنگره های حزب به  دو صورت عادی و فوق العاده تشکيل شده و بالاترین ارگان تصميم گيری در مورد کلیه‌ء مسایل سیاسی، تشکیلاتی، اداری و مالی حزب محسوب می شوند.

ماده بيست و دوم -"کنگرهء عادی حزب" هر ساله در يکی از ماه‌های فصل خزان به دعوت شورای مرکزی حزب برگزار می شود.

ماده بيست و سوم -«کنگرهء فوق العادهء حزب» به تشخيص شورای مرکزی حزب و يا با تقاضای کتبی نصف به اضافهء يک اعضاء حزب برگزار می گردد.

ماده بيست و چهارم:شورای مرکزی حزب می تواند در مورد برخی از تصميم گيری های تک موضوعی، بجای تشکيل کنگرهء فوق العاده از روش رأی گيری بر روی اينترنت استفاده کند.

ماده بيست و پنجم: در رابطه با تشکيل همه‌ء کنگره ها، شرط لازم کار مطلع بودن اعضاء از «دستور جلسه» ای است که بوسيلهء شورای مرکزی تهيه شده و بايد شامل نام و مشخصات نامزدهای داوطلب عضويت در شورای مرکزی و نيز دبيرکلی حزب بوده و حداقل دوماه قبل از تشکيل کنگره به دست آنان رسيده باشد.

تبصره: شورای مرکزی موظف است اظهار نظرهای رسيده در مورد دستور جلسه را نيز به اطلاع همه‌ی اعضاء برساند.

ماده بيست و ششم -از آنجا که ممکن است حضور فيزيکی کليهء اعضاء حزب در کنگره ها مقدور نباشد، هر عضو حاضر در همايش می تواند با داشتن وکالت کتبی که قبلاً به اطلاع شورای مرکزی حزب رسيده باشد، حامل حق رأی سه عضو غايب باشد.

ماده بيست و هفتم -در صورت وجود امکانات و تشخيص شورای مرکزی، شرکت اعضاء در کنگره ها و رأی‌گيری ها بصورت اينترنتی بلامانع است.

ماده بيست و هشتم- اعضاء شرکت کننده در کنگره ها بايد حداکثر يک ماه قبل از اعلام محل تشکيل کنگره، شورای مرکزی حزب را از نوع شرکت خود آگاه کنند تا مسئولان بدانند که کنگره، با در نظر گرفتن حد نصاب، با چند عضو (حاضر فيزيکی ـ حاضر از طريق دادن وکالت به اعضاء ديگر  و، در صورت وجود امکان، حاضر از طريق اينترنت) تشکيل خواهد شد.

ماده بيست و نهم - کنگره های عادی حزب در دعوت اول با حد نصاب نصف به اضافهء يک اعضاء رسميت می يابند. در صورتی که در دعوت اول تعداد کسانی که تا يک ماه مانده به تشکيل کنگره شرکت خود در کنگره را اعلام می کنند به حد نصاب لازم نرسد، کنگره دو ماه بعد از تاريخ کنگره‌ء اول، با هر آن تعداد از شرکت کننده که حضور داشته باشند تشکيل می شود.

ماده سی ام - کنگره را رئيس سنی کنگره، که از قبل از جانب دفتر عضويت ها و شاخه های حزب

تعيين شده، افتتاح کرده و انتخابات برای تعيين رئيس و دو منشی کنگره را انجام می دهد. پس از آن رئيس و دو منشی منتخب کنگره را اداره می کنند.

ماده سی و يکم - اهم وظايف کنگره های عادی به شرح زيرند:

الف: تصميم گيری دربارهء گزارش های اداری و مالی. در اين مورد آئين نامهء مستقلی نحوهء تهيه اين گزارشات را تعيين خواهد شد.

ب: تصميم گيری دربارهء گزارش تحليلی حزب از اوضاع سياسی ايران و جهان، تهيه شده بوسيله دفتر مطالعات استراتژيک.

پ: انجام انتخابات برای تعيين اعضاء شورای مرکزی و دبير کل حزب.

ت: تصميم گيری دربارهء برنامهء فعاليت های حزب در سال آينده

ث: در صورت لزوم، بررسی و تصويب اصلاحات و تغييرات در مرام نامه و بنياد نامهء حزب

ج. تصميم گيری در مورد حق عضويت.

فصل پنجم ـ شورای مرکزی حزب

ماده  سی و دوم -  کنگرهء حزب يازده نفر از ميان اعضاء داوطلب را که صلاحيت نامزدی شان به تصويب دفتر عضويت ها رسيده باشد، برای عضويت در شورای مرکزی حزب انتخاب می کند.

تبصره: امضاء کنندگان مرامنامه و بنياد نامهء «حزب»، تا تشکيل اولين کنگرهء عمومی حزب، عضو مجمع مؤسس محسوب می شوند و، در دوران بين اعلام موجوديت حزب و تشکيل نخستين کنگرهء عمومی ، «شورای مرکزی حزب» را تشکيل می دهند اما، با تشکيل اولين کنگرهء حزب، و در پی انجام انتخابات، دارای هيچ مزيتی بر ديگر اعضاء حزب نخواهند بود و اين تبصره نيز با تشکيل آن کنگره از بنيادنامهء حزب حذف می شود.

ماده سی و سوم - تصميم گيری در مورد کليهء امور حزب، در فاصلهء بين دو کنگرهء عادی، بر عهدهء شورای مرکزی است.

ماده سی و چهارم - اعضاء علی البدل شورای مرکزی عبارتند از سه نفر از داوطلبان عضويت در اين شورا که پس از منتخبين اصلی کنگره رأی بيشتری آورده باشند.

تبصره ١: اعضاء علی البدل شورا، پس از شرکت در اولين نشست شورا، تنها در صورت تشخيص ضرورت از جانب شورا، می توانند در جلسات آن شرکت کنند.

تبصره ٢: اعضاء علی البدل، تا زمانی که بعنوان عضو علی البدل شناخته می شوند، در صورت شرکت در جلسات شورای مرکزی حزب، دارای حق رأی نخواهند بود.

ماده سی و پنجم - اعضاء شورا به صورت های زير از عضويت در شورا معاف خواهند بود:

الف: استعفاء

ب: برکناری از سمت خود در شورا به تشخيص و با رأی اکثريت مطلق اعضاء شورا (دو سوم)

پ: فوت

ماده سی و ششم - در هر يک از موارد مذکور در مادهء سی و ششم اين بنياد نامه، عضو علی البدل اول و پس از او عضو علی البدل دوم، و سپس سوم، جانشين عضو از دست رفته خواهد شد.

ماده سی و هفتم - در صورتی که با تبديل سمت هر سه تن عضو علی البدل شورا به عضو صاحب حق رأی، باز هم تعداد اعضاء از يازده نفر کمتر شود، شورای مزبور نسبت به تشکيل مجمع عمومی فوق العاده و تجديد انتخابات اعضاء شورا اقدام می کند.

ماده سی و هشتم - شورای مرکزی حزب در نخستين جلسهء خود يک تن از ميان اعضاء شورا را بعنوان رئيس شورا انتخاب کرده و انجام وظايف زير را به او محول می کند:

الف: انتخاب دستور جلسات شورا

ب: اداره جلسات شورا

پ: ابلاغ تصميمات شورا به هرآن کس و بخش و سازمانی که اين تصميمات به آن مربوط می  شود.

تبصره ١: در صورت تساوی آراء اعضاء شورا در يک رأی گيری، رأی رئيس شورا تعيين کننده خواهد بود.

تبصره ٢: تصميم گيری برای تعويض يا معاف کردن رئيس شورا از وظايف خود با شورای مرکزی حزب است.

ماده سی و نهم - اعضاء شورا يک نفر را بعنوان خزانه دار و يک تن را بعنوان منشی شورا انتخاب می کنند.

تبصره: تصميم گيری برای تعويض يا معاف کردن منشی و خزانه دار حزب بر عهدهء شورای مرکزی حزب است.

ماده چهلم - انتخاب مسئولان شاخهء منطقه ای حزب از ميان اعضاء شورای مرکزی بلامانع است.

ماده چهل و یک - شورای مرکزی حزب می تواند به تشخيص خود از ميان متخصصان زمينه های مختلف، از درون يا بيرون حزب، دعوت کند که طی مدتی معين در موارد تخصصی شان بعنوان مشاوران حزب عمل کنند.

 فصل ششم - دبير کل حزب و معاون او

ماده چهل و دو - پس از انجام انتخابات اعضاء شورای مرکزی حزب در کنگره، اين شورا در ظرف یک ساعت، با رأی مخفی اکثريت، از ميان خود يک نفر از داوطلبان را بعنوان دبير کل حزب انتخاب و به کنگره معرفی می کند. دبير کل نيز در همان مجلس يک نفر از ميان اعضاء شورای مرکزی را بعنوان معاون خود بر می گزيند.

تبصره: در صورتی که شورا نتواند در مهلت داده شدهء فوق دبير کل حزب را انتخاب کند، انتخاب او بر عهدهء کنگره خواهد بود.

ماده چهل و سوم - وظايف دبير کل حزب، که در برابر شورای مرکزی مسئول و پاسخگو است، به شرح زير است:

الف: سخنگوئی حزب

ب: نظارت و تصميم گيری و مديريت در مورد اجرای اموری که به تصويب شورای مرکزی حزب می رسد.

ماده چهل و چهارم - در صورتی که شورای مرکزی حزب چنين تشخيص دهد که دبير کل حزب خودسرانه دست بکارهائی خلاف نظر شورا و عليه منافع حزب زده، و يا در انجام وظايف خود کوتاهی کرده است می تواند، با رأی اکثريت مطلق اعضاء شورای مرکزی حزب، او را از سمت خود کنار گذاشته و با انتصاب جانشين او بعنوان دبيرکل موقت، در فاصله ای زمانی که نبايد از شش ماه بيشتر شود، کنگرهء فوق العادهء حزب را دعوت کرده و در اين مورد از کنگره نظرخواهی کنند.

فصل هفتم - دفاتر اداری و عملياتی حزب

ماده چهل و پنجم - امور جاری حزب زير نظر دبير کل و بوسيلهء دفاتر هفتگانهء حزب انجام می شوند.

:ماده چهل و ششم - دفاتر هفتگانهء حزب به شرح زیر اند      

دفتر امور عضويت ها و شاخه ها     

دفتر امور رسانه‌های اجتماعی

 دفتر حقوقی و امور انتخابات

 دفتر ارتباطات بين المللی

 دفتر روابط عمومی و انتشارات

 دفتر مطالعات استراتژیک

 دفتر ارتباط با سازمان های ديگر 

تبصره: منظور از «سازمان های ديگر» در اين بند سازمان هائی است که شورای مرکزی حزب همکاری با آن‌ها را در مسیر اهداف کوتاه و بلند مدت خود صلاح بداند. این اهداف در سند دیگری با عنوان «سیاست همکاری حزب با جریانات سیاسی دیگر» بوسيلهء شورای مرکزی حزب تدوین خواهد شد.

ماده چهل و هفتم - شرح وظايف دفاتر هفتگانهء حزب بر اساس آئين نامه هائی که به تصويب شورای مرکزی حزب می رسند معين خواهد شد اما دفتر امور عضويت ها و شاخه ها لزوماً دارای ويژگی های زير خواهد بود:

الف: اين دفتر بصورت يک کميتهء سه نفره عمل می کند که اعضائش هر بار برای سه سال از طرف شورای مرکزی حزب تعيين می شوند.

ب: مسئوليت نگاهداری از اسناد مربوط به اعضاء حزب با اين دفتر است

پ: کليهء گزارش های واصله به اين دفتر محرمانه تلقی می شوند

ت:  با توجه به مفاده بند «الف» ماده هفتم اين بنيادنامه، متقاضيان عضويت بايد شرح حال و سابقهء سياسی خود را، همراه با تقاضای عضويت شان، برای اين دفتر ارسال دارند.

ث: اين دفتر می تواند در صورت لزوم خواستار اطلاعات بيشتری از کسانی که خود را نامزد دستيابی به مقامات حزبی می کنند بشود.

ج: نامزدی اعضاء، برای شرکت در انتخابات مربوط به مصادر و مناصب حزبی، بايد قبلاً به تأييد اين دفتر رسيده باشد

تبصره: مسئول هر دفتر، از جانب دبيرکل انتخاب شده و «دبیر» آن دفتر خوانده می شود.

ماده چهل و هشتم - شرح وظایف این دفترها به وسیله «شورای مرکزی حزب» تدوین و تصویب می شود.

فصل هشتم - امور متفرقه

ماده چهل و نهم - دريافت کمک مالی نبايد با دادن هرگونه تعهدی از جانب حزب به کمک کننده همراه باشد و اين نکته طی نامه ای رسمی به کمک کننده ابلاغ می شود.

ماده پنجاهم - دريافت کمکی مالی بيش از ميزان حق عضويت اعضاء از منابع خارج حزب، مشروط به تصويب شورای مرکزی است.

ماده پنجاه و یکم - هرگونه تغییر و اصلاح در مرامنامه و بنيادنامهء حزب، و نيز تصميم گيری دربارهء انحلال حزب، با پيشنهاد توجيهی دو سوم اعضاء شورای مرکزی و يا پيشنهاد توجيهی ٧٠ در صد از اعضاء حزب، منوط به تصويب آن با اکثرت مطلق اعضاء حزب در اولين کنگرهء عادی و يا، در صورت تشخيص شورای مرکزی مبنی بر لزوم آن، در کنگرهء فوق العاده اعضاء حزب است.

ماده پنجاه و دوم - در صورت تصويب انحلال حزب در کنگره، يک هيئت تصفيه از جانب کنگره مأمور آن می شود تا در مورد اموال حزب و اعطای آن به يکی از سازمان های حقوق بشری تصميم گيری کند.

ماده  پنجاه و سوم - این بنيادنامه در ٥٢ ماده و ٨ فصل به تصویب «مجمع مؤسس حزب» رسيده و برای تصويب نهائی، به کنگرهء عادی حزب که در خزان سال ١٣٩٥ تشکيل می شود ارائه خواهد شد.

پيشگفتار

با الهام از سند موسوم به «پيمان نامهء عصر نو» و برآمده از دل کوششی که در ١٤ امرداد ١٣٩٢ نام «جنبش سکولار دموکراسی بخود گرفت، برای پاسخگوئی به نيازها و ضرورت‌های سياسی و مديريتی اکنون و آيندهء کشور ايران و پس از انجام يک سال مذاکره و تحقيق از جانب جمعی از ايرانيان معتقد به سکولار دموکراسی، در روز خجستهء ١٤ امرداد ١٣٩٥، برابر با صد و دهمين سالگشت پيروزی انقلاب مشروطه ايران، روند تهيهء مقدمات تأسيس «حزب سکولار دموکرات ايرانيان» (از اين پس «حزب») بصورت اين مرامنامه و بنيادنامهء پيوست آن، تکميل شده و اين حزب در جريان برگزاری چهارمين کنگرهء سکولار دموکرت‌های ايران (هامبورگ ـ ٢٠ شهريور ١٣٩٥) اعلام موجوديت کرده است.

١. حزب دارای سه دوره از فعاليت خواهد بود:

- اول: دورهء پيشگامی: «حزب» در دوران بسر بردن در غربت و تبعيد، بعنوان پيشگام و مبشر تشکيلاتی که در ايرانِ آزادِ آينده فعال خواهد بود عمل می کند و در راستای عضوگيری، و همچنين تهيه و ارائهء برنامه‌های اجرائی آينده نگر، و شرکت در آفرينش آلترناتيو و جانشينی مدرن، امروزی، آزاديخواه، انسان مدار و متشکل از  ائتلاف نيروهای سرنگونی طلب می کوشد.

- دوم، دورهء بازگشت به ايران: در روزگار بلاترديدی که در آن حکومت مذهبی مستقر بر ايران  منحل می‌شود و امکانات فعاليت سياسی در ايران فراهم می آيد، «حزب سکولار دموکرات ايرانیان»، بعنوان بخشی از نيروی آلترناتيو جانشين حکومت پيشين، فعاليت کرده و در روند تشکيل دولت موقت، مجلس مؤسسان، نوشتن و تصويب قانون اساسی کشور شرکت کوشا خواهد بود.

- سوم: دورهء فعاليت علنی و رسمی: در پی تصويب قانون اساسی جديد کشور، حزب در مبارزات انتخاباتی برای تشکيل مجلس و دولت و دخالت در امر مديريت کشور شراکت خواهد کرد.

تبصره: در صورتی که، بعلت وقوع حوادثی غيرمنتظره، قانون اساسی آيندهء کشور داری ماهيت سکولار دموکرات نباشد، و يا در صورت تغييرات بعدی در اصول سکولار دموکرات قانون اساسی، حزب نسبت به اين موارد موضع مخالف و اپوزيسيونل خواهد گرفت و به فعاليت علنی، و در صورت اجبار مخفيانه، عليه آن قانون اساسی و حکومت برآمده از آن خواهد پرداخت.

در ماهيت «حزب»

٢. «حزب» می‌خواهد تا، بدون درگير شدن با تفاسير گوناگون و دست و پا گير از گذشتهء تاريخی کشورمان، تلاش خود را معطوفِ حل دمکراتیک اختلافات، و تأمين آزادی و آبادی و رفاه تمام زنان و مردان ايران، آن هم بر متن حاکميت ملت و برابری در حقوق اجتماعی و در پيشگاه يک قانون اساسی سکولار دموکرات، و عدالتجوئی‌های جلوگيرنده از پيدايش شکاف های مهلک اجتماعی بسازد.

٣. «حزب» ريشه های خود را در خاک جنبش آزايخواهانه، عدالتجويانه و تجددطلب مشروطهء ايران می بيند و از آرزوهای مندرج در آن الهام می گيرد، بی آنکه برخی از افزوده های نفی کنندهء مندرج در متمم های قانون اساسی برآمده از آن نهضت را بپذيرد؛ افزوده‌هائی همچون وجود دين رسمی، نظارت استصوابی علماء فرقهء اماميه بر قانون گزاری و اعطای اختيارات فراقانونی به مقامات غير مسئوول.

٤.«حزب» هدف غائی خود را ايجاد يک حکومت سکولار دموکرات بر اساس يک قانون اساسی مبتنی بر سکولار دموکراسی در ايران تعيين می‌کند اما، با توجه به تعدد و تنوع نيروهای سياسی، آماده است تا، در شرايط مشخص، در ائتلافات با ديگر شخصيت ها و سازمان های سياسی کشور شرکت کند اما در اين راستا با اشخاص و سازمان هائی که به تشخيص شورای مرکزی حزب در سرکوب مردمان ايران شراکت داشته‌اند همکاری نخواهد کرد.

٥. «حزب»، در راستای حفظ ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی گوناگون، مثبت، پويا و بالندهء مردمان ايران، که برآمده از محيط زيست رنگارنگ و غنی و در عين حال در خطر اين سرزمين است، خود را خانهء همهء ايرانيان رها شده از خرافات و معتقد به اصالت علم و منطق و مصالح ملی می‌داند اما به اين مواضع بعنوان يک ايدئولوژی، و يا يک نظريهء سياسی صرفاً معطوفِ دستيابی به قدرتِ سياسی، نمی نگرد و آنها را حاصلِ درکی منطقی و سيستماتيک از ضرورت های جامعه ای رنگارنگ، از لحاظ فرهنگی، دينی، زبانی، قومی، و جنسيتی در ايران تلقی می کند.

٦. «حزب» با هرگونه فعاليت تبليغی مذهبی يا ايدئولوژيک کلان که بصورت اقدام برای تحميل و اعمال خشونت آميز عقيده و باور بر ديگران باشد مخالف است.

٧. «حزب»  معتقد است که يک حزب سياسی مدرن، بجای پرداختن به ايدئولوژی‌های کلان (که همواره قصد تصرف جايگاه قانون اساسی سکولار دموکرات را دارند)، ارائه دهندهء برنامه‌های معين بوده و بر اساس اين برنامه‌ها در انتخابات‌های آزاد و منصفانه شرکت می کند.

٨. «حزب» می کوشد تا با ارائهء برنامه‌هائی روشن و مدلل برای بازسازی کشور، ايجاد کار و فراهم آوردن امکان زندگی بهتر بخصوص برای جوانان، و شرکت در مبارزات انتخاباتی بر بنياد تبعيت از رأی آزاد مردم، زمام اختيار حکومت را در دست گرفته و با تسليم به همهء موازين دولتمداری دموکرات خدمات خود را در اختيار مردم کشورمان بگذارد.

٩. حزب در همه پرسی‌ها و مبارزات انتخاباتی آينده در ايران ازاد بعنوان يک حزب جمهوري‌خواه موضع گيری می‌کند اما بديهی است که اعضاء حزب بعنوان شهروند در انتخابات شرکت کرده و طبعاً در گسترهء وجدانيات خود رأی خواهند داد.

١٠.  «حزب» در همه حال خواستار وفاداری به اصول «جمهوريت»، به معنی حکومت مردم بر مردم و انتخابی بودن کليهء مقامات مسئول اداره کنندهء کشور، است و، در نتيجه، برای مقامات احتمالی غيرمسئولی همچون رياست جمهوری تشريفاتی و يا پادشاهی تشريفاتی در اموری که به حکومت مربوط است هيچ حق ويژه ای قائل نيست.

١١. «حزب» همواره رأی ملت را که در انتخابات های انجام شده بر اساس قانون اساسی سکولار دموکرات کشور و ملاحظات و مصوبات بين المجالس سازمان ملل متحد اعلام می‌شود پذيرفته و در برابر آن دست به مقاومت نمی‌زند و در راستای تقليل و تحديد آن گام بر نمی‌دارد و هر آنگاه که ارادهء ملی از طريق انتخابات منصفانه و آزاد بر سلب قدرت از «حزب» قرار گيرد در تحويل و تحول درست کارانهء زمام امور کشور کوشا خواهد بود.

١٢. «حزب» در تصميم گيری‌های اجتماعی معتقد به برتری تخصص بر باورهای خرافی و بی منطق است و بر اين نکته تأکيد دارد که ايران آزاد، آباد، کارآفرين و شاد، لاجرم زادگاه مرمانی دور از تعصب‌های عقيدتی و قومی و فرهنگی و خواهان همراهی سازنده با تمدن بشری است.

در ماهيت دموکراسی مورد نظر «حزب»

١٣. «حزب» دموکراسی را به معنای حاکميت «کشور - ملت ايران» و منافع آن تعبير می‌کند و باور دارد که ترکيب کشور - ملت، در تعاريف بين المللی، عبارت است از مجموعهء انسان‌هائی که، با وجود رنگارنگی در قوميت و زبان و فرهنگ، در کنار هم در سرزمينی واقع در درون يک مرز شناخته شده از جانب جامعهء بين المللی هم‌زيستی می‌کنند و مشترکاً استقلال و يکپارچگی سياسی دارند.

١٤. «حزب» دموکراسی را بر مبنای مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر و کليهء کنوانسين‌ها و ملحقات آن تعريف می‌کند.

١٥. از نظر حزب «دموکراسی» سکولار است و هيچ صفت ديگری، همچون مردمی، شورائی، مذهبی، اسلامی را نمی‌توان به آن اطلاق کرد.

١٦. از نظر حزب «دموکراسی» لزوماً بر بنياد برسميت شناختن تکثر و کثرت مداری اجتماعی شکل می‌گيرد و بايد که در راستای حفظ اين تنوع کوشا باشد.

١٧. از نظر «حزب» شرط تحقق دموکراسی وجود بلاشزط آزادی بيان و تبليغ عقايد و آزادی احزاب و اجتماعات و رسانه‌ها است.

١٨. از آنجا که افراد در جامعه ای احساس آرامش و رفاه و خوشبختی می‌کنند که ساختار جامعه مدافع حقوق و سهم تک تک آنان و نافی هرگونه تبعيض باشد، در دموکراسی مورد نظر «حزب»، سهم جامعه در امر مديريت کشور نسبت به سهم فرد اولويت دارد.

در ويژگی های سکولار دموکراسی

١٩. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، که تحت عنوان «سکولاريسم سياسی - حقوقی» نيز مطرح می شود، در تحقق جدائی مذاهب و ايدئولوژی های کلان از حکومت، قانون اساسی، و نهادهای برخاسته از آن متجلی می‌شود و، در نتيجه، به وجود مذهب يا ايدئولوژیِ رسمی / حکومتی اعتقاد ندارد، اين دو را ماهيتاً يکی می‌داند، اما، تا زمانی که امر عدم دخالت آنها در حکومت رعايت شود، مخالف فعاليت های مسالمت آميز آن‌ها نيست.

٢٠. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، با سکولاريسم فلسفی (که ماهيتاً مخالف عقايد مذهبی است و در تفکر کلاسيک ايرانی به «مکتب دهريون» معروف است) مرزبندی دارد اما به ضرورت آزادی باورمندان‌اش باور دارد.

٢١. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، اگرچه سازمان‌های مذهبی و ايدئولوژيک غير سکولار و دموکرات را نيز جزو جامعهء مدنی می‌داند اما عقيده دارد که حکومت نبايد آنها را در امور دولتی، بخصوص در قانون گذاری و آموزش و پرورش دخالت دهد، به آنها کمک مالی کند و حتی در موارد قانونی و در هر کجا که لازم شود از درآمدهای آنها ماليات دريافت کند.

٢٢. سکولار دموکراسی مورد نظر «حزب»، برای دينکاران مذاهب مختلف امتياز حقوقی و اجتماعی خاصی قائل نيست، استفاده از لباس مذهبی، و از اين بابت استفاده از هرگونه يونيفورم را در مجامع و مأموريت‌های غير شغلی افراد صلاح نمی‌داند، و امر صدور «فتواهای سياسی و اجتماعی» از جانب رهبران مذهبی را، بخاطر جنبهء دخالت کنندهء احکامی و اجرائی آن‌ها، جزئی از مقولهء دخالت در حکومت تلقی کرده و در زمرهء بيان و تبليغ عقيده نمی‌داند.

در ماهيت سرنگونی طلبی

٢٣. «حزب» بر غير قابل اصلاح بودن قانون اساسی و ارکان حکومت اسلامی مسلط بر ايران باور دارد؛ خواستار پايان دادن به حاکميت رژيم اسلامی مسلط بر کشور است؛ و طبعاً خواستار لغو قانون اساسی مبتنی بر مذهب، شريعت و ايدئولوژی، و انحلال همهء دستگاه ها و نهادهای برخاسته از ابتنای قوانين کشور بر شرايع مذهبی می‌باشد.

٢٤. تا سرنگونی حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و با توجه به اين‌که در داخل کشور اعلام هدف و استراتژی انحلال طلبانه برای نيروهای سياسی مخالف رژيم مقدور نبوده و متضمن خطرات بسيار است، «حزب» از طرح مطالبات نامشروط به قانون اساسی حکومت اسلامی از جانب مبارزان راه آزادی حمايت می‌کند.

در ماهيت سيستم اقتصادی

٢٥. «حزب»، با توجه به مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر،  مالکيت خصوصی و اقتصاد

آزاد را به‌رسميت می شناسد و در عين‌حال معتقد به لزوم تأمين رفاه اجتماعی است و در اين راستا از همهء دست آوردهای کارشناسانهء انديشه‌های چپ و راست اقتصادی ـ اجتماعی سود می‌جويد.

٢٦. «حزب» ثروت ها، منابع کلان و ماليات های عمومی کشور را متعلق به همهء مردم کشور می‌داند و دولت ملی را موظف به جلوگيری از هرگونه سوء استفادهء شخصی و گروهی از آنها می‌داند.

٢٧. «حزب» معتقد به کوشش در راستای رهاسازی کشور و دولت از اقتصاد مبتنی به نفت و ايجاد تنوع کيفی و کمی در توليدات داخلی است.

٢٨. «حزب» خواستار ايجاد حداکثر کار و اشتغال برای جوانان کشور است و اين امر را بعنوان برنامهء عاجل خود دانسته و آن را آغازگاه فراهم آمدن امکانات مربوط به دسترسی به مسکن، تشکيل خانواده و تحصيلات در سطوح مختلف آموزش و پرورش تلقی می‌کند.

٢٩. «حزب»، بر اساس همهء ملاحظات فوق، برنامه های تفصيلی کار خود برای ادارهء کشور را، به تدريج و بر مبنای گزينشِ غير ايدئولوژيکِ همهء دست آورهای بشریِ برآمده از مکاتب مختلف سياسی و اقتصادی و اجتماعی که به نفع مردم ايران قابل ادغام باشند، تنظيم کرده و در راه بازبينی، تکميل و تحقق آنها کوشا خواهد بود.

در تأمين آزادی ها

٣٠. حزب، با الهام از مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر، و در راستای جلوگيری از نهادينه شدن بی‌ثباتی اجتماعی، شرط اصلی ممکن شدن رشد اقتصادی، تکامل معنوی، رفاه و رضايت عمومی و علاقه‌مند بودن مردم به سرنوشت کشورشان را در تأمين و تضمين همهء آزادی‌های مندرج در آن بيانيه، برانداختن «زندان و مجازات بخاطر داشتن عقيده»، مبارزه با هرگونه اعمال خشونت آشکار و پنهان، و تبعيض‌زدائی از همهء نهادهای جامعه، دانسته و خود را نسبت به تأمين اين نيازها متعهد می‌داند.

٣١. حزب خود را برآمده از انديشهء مبتنی بر اولويت آزادی عمل نهادهای مدنی و غير دولتی و غير انتفاعی (احزاب، انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، سنديکاها، و...) بر ساختارهای دولتی می‌داند.

٣٢. حزب، با الهام از مفاد اعلاميهء جهان‌گستر حقوق بشر و ميثاق‌های مرتبط با آن، با هرگونه شکنجه و اعدام مخالف است.

در بارهء عدم تمرکز

٣٣. «حزب» تمرکز در گرداندن کشور را خلاف حاکميت ملت و زايندهء استبداد می‌داند و لذا به وجود اختيارات داخلی ايالت‌های خودگردان در کنار وجود وظايف عمومی و همه شمولِ قوای سه گانهء حکومت مرکزی باور دارد.

٣٤. تقسيمات کشور به ايالات و مناطق خودگردان (و نه خودمختار) را نه بر اساس زبان، مذهب و قوميت بلکه بر اساس امکانات و نيازهای سرزمينی (که در حوزهء برنامه ريزی مدرن تحت نام «آمايش سرزمين» جمع بندی می‌شوند) منطقی و ناظر بر منافع ملی کشور می‌داند.

٣٥. «حزب»  اعتقاد دارد که در قلمروی وظايفی که قانون اساسی بر عهدهء ايالت‌ها و مناطق خودگردان کشور می گذارد، لازم است ادارهء امور در حوزه‌های اداری و تصميم‌گيری و اجرائی، در همهء سطوح بوسيله کسانی انجام شود که با رأی مستقيم مردم هر محل انتخاب می شوند.

٣٦. حزب زبان فارسی را «زبان اداری» سراسری کشور می‌داند اما به حفظ و گسترش و تدريس زبان‌های ديگر رايج در ايران در سطوح ممکن تحصيلی معتقد بوده و اين تنوع زبانی را يکی از نقاط قوت فرهنگ مردمان ايران می‌داند.

در امر سياست خارجی

٣٧. «حزب» سياست خارجی ايران را مبتنی بر عدم دخالت در امور کشورهای ديگر، به هرگونه بهانهء ايدئولوژيک و مذهبی، دانسته و می‌خواهد تا ايران، بعنوان عضو سازمان ملل متحد، کشوری صلح طلب، پشتيبان هم‌زيستی ملل بوده و، از لحاظ مشارکت‌های بين المللی، در امر برقراری صلح و آرامش در جهان نمونه باشد.

٣٨. «حزب» متعقد است که حضور کشور در صحنهء بين‌المللی بايد در راستای استقلال و حفظ حاکميت ملت ايران و منافع آن باشد و در نتيجه احترام متقابل به حقوق يکديگر، و پرهيز از توطئه چينی عليه منافع کشورها را زمينه‌ساز آرامش يافتن جهان می‌داند و به اين اصول بصورتی فعال و عملی پاي بندی دارد.

در مورد تصويب و تغيير

٣٩ اين مرامنامه تنها در کنگره‌های عادی يا فوق العادهء حزب و در پی آگاهی رسانی کافی در مورد چرائی و چگونگی کار، قابل بازبينی و تغيير خواهد بود.

بنام آبادی کشور بزرگ ايران و آزادی، رفاه و سرفرازی ايرانيان

 امضاء کنندگان سند حاضر، الهام گرفته از «پيمان نامهء عصر نو» و جنبش سكولار دمكراسىِ برآمده از آن، همچنين با تکيه بر تجربه های به دست آمده، و پدنبال شرکت در سه كنگرهء سکولار دموکرات های ايران، بدين نتيجه رسيده اند که سكولار دموکرات های منفرد ايران، برای دستيابی به توان لازم در راستای شراکت مؤثر در روند ايجاد آلترناتيوی در برابر حکومت اسلامی مسلط بر ايران، و سپس منسجم شدن در راستای مبارزات انتخاباتی آينده در ايران آزاد، چاره ای جز متشکل شدن ندارند و، هم برای امروز و هم برای آن فردا، بايد دارای تشکيلات سياسی خاص خود باشند و اين تشکيلات پديده ای جز يک حزب سياسی نيست؛ اما حزبی که ناگزير بايد دارای عمری دو بخشی باشد، يکی در دوران غربت و تبعيد که می توان آن را «دوران پيشگامی» دانست و يکی در دوران پس از انحلال حکومت اسلامی که در آن انجام و اِعمال وظايف روشن يک حزب سياسی ممکن می شود.

جمع ما، اکنون و بدين وسيله، با افتخار اعلام می کند که طی يک سال گذشته، با برگزاری بيش از پنجاه جلسه و 150 ساعت رايزنی و همفکری، توانسته است مرامنامه و بنيادنامهء چنان تشکيلاتی را تدوين کرده و آنها را در سايت مخصوص اين حزب، که از امروز، در سرآغاز کار کنگرهء چهارم سکولار دموکرات های ايران، کار خود را آغاز می کند، در اختيار هموطنان علاقمند بگذارد.

اين اسناد، که در کنگره های آيندهء حزب تکميل خواهند شد، با ارائهء نقطه نظرهائی سکولار دموکرات در مورد مسائل سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، زمينه را برای آغاز عضوگيری و فعاليت حزب در راستای شراکت در روند آلترناتيو سازی فراهم می آورند. و آنگاه، در آن زمان که فرصت تاريخی و گريزناپذير فروپاشی حکومت اسلامی از راه می رسد و در پی آن همهء ملزومات برای فعاليت رسمی احزاب و سازمان های سياسی ممکن می شود، سبب ساز آن می گردند که اين حزب نيز بتواند در مسير شراکت در تدوين قانون اساسی سکولار دموکرات آيندهء ايران و نيز شراکت در مبارزه برای به دست گرفتن زمام مديريت کشور از طريق انتخابات آزاد اقدام نمايد.

جمع کوچک ما، بی آنکه در روزها و ماه ها و سال های آينده برای خود در قبال آنانی که از اين پس به جمع پيشگامان  می پيوندند حق و امتياز ويژه ای قائل باشد، از همهء هموطنانی که فکر می کنند در امروزِ مبارزه با حکومت اسلامی مسلط بر ايران و در فردایّ آزاد ايران وجود يک حزب منسجم سياسی سکولار دموکرات می تواند تجلی گاه انديشهء سکولار دموکراسی و نگهبان آن از گزند حملات تماميت خواه باشد، دعوت می کند که در اين مسير سازندگی و آينده نگری، با مطالعهء مرامنامه و اساسنامهء «حزب سکولار دموکرات ايرانيان» به اين حزب بپيوندند و در راستای شراکت در ساختن يک ايران آزاد و آباد و سکولار دموکرات خدمت گذار وطن خود شوند.

درهای اين تشكل  از امروز بروی همهء ايران دوستان سکولار دموکرات باز است و ما چشم براه يارانی هستيم که منافع ملت ايران را برتر از هر امری دانسته و برای بازسازی ايران سرفراز آينده آمادهء کنشگری سياسی و سازنده باشند.

​با تشکر از همهء يارانی که در اين راه ما را راهنمائی کرده و به ما مشورت داده اند، بخصوص دوستان گرامی آقايان شهرام آريان و مهدی مفخمی.

​ با شادباش مجدد برای برگزاری چهارمين کنگرهء سکولارهای دموکرات ايران ​ و با آرزوی هر چه مستحكم تر شدن صفوف نيروهاى سكولار دمكرات انحلال طلب ايران!

مجید آژنگ[1]، رضا اسماعيلی[2]، حسن اعتمادی، محسن ذاکری، مهدی رضائی تازيک، مهين سلطانی، نسترن علیی، مريخ مرادی[3]، اسماعیل نوری‌علا، احمد وحدانی، منوچهر يزديان

 

٢٠ شهریور ١٣٩٥ – ١٠ سپتامبر ٢٠١٦، هامبورگ – آلمان

 

 

 

[1]: از ایشان در تاریخ دهم ماه مه دوهزار و هفده سلب عضویت شد.

 [2]: در تاریخ بیست و ششم ژانویه دوهزار و هفده با استعفای ایشان از حزب موافقت شد.

 [3]: در تاریخ دهم اکتبر دوهزار و شانزده، با استعفای ایشان از حزب موافقت شد.