ای هم ميهنان ارجمند و ای مردم متمدن جهان آزاد،

ما، مسئولان حزب پادشاهی خواه «مشروطهء ايران (ليبرال دموکرات)» و حزب جمهوريخواه «سکولار دموکران ايرانيان»، از جانب اعضاء احزاب خود، مشترکاً، اعلام می داريم که عدم شفافيت حکومت اسلامی مسلط بر ايران در مورد سرنوشت پيکر موميائی شدهء رضاشاه پهلوی موجب نفرت و نگرانی کليهء اعضاء اين دو حزب است.

ما، که دو حزبِ مخالفِ انتقامجوئی و تخريب آثار فرهنگی و تاریخی هستيم، معتقديم که اقدام اوليهء کارگزاران حکومت اسلامی در امر تخريب آرامگاه پادشاهی که سهمی بزرگ در نوسازی و مدرن شدن ايران داشته امری ناشی از روحيه ای وحشی و دور افتاده از تمدن، و کوششی در راستای واقعيت زدائی از تاريخ و استيلای فراموشی بر واقعيت حوادث بوده است؛ روشی که متأسفانه نه تنها در مورد آرامگاه و پيکر پادشاه درگذشتهء ايران بکار رفته، که در تخريب آرامگاه چهره های مهم ديگری که حکومت آنان را دشمن خود می دانسته، و نيز قربانيان بی شمار سياسی و مذهبی اين حکومت اعمال شده و، به نام مذهب، سنتی را بنيان نهاده است که زدودن آثار شرم آور آن ساليانی چند بطول خواهد انجاميد. وجود گورهای دسته جمعی، وجود «خاوران» ها در سراسر کشور، وجود گورستان های ويران شدهء بهائيان، و تخريب سنگ مزار هنرمندان و بزرگان ايران روشی است که همچنان از درنده خوئی سرکردگان اين حکومت غاصب حاکميت ملی ايرانيان حکايت دارد.

از نظر ما، پيدا شدن پيکر پادشاهی که نخستين پايه های حکومت سکولار در ايران را بنياد نهاد، و ايراندوستی که با نهايت سرسختی و البته آمرانه کوشيد تا ايران را از اعماق لجن تاريخ و نفوذ آخوندها بيرون کشد، فرصت مهم ديگری را برای نمايش ماهيت واقعی حکومت اسلامی فراهم آورده است. با توجه دلسوزانه به احساساتی که بخشی از جامعه ايران در اين مورد نشان داده است، به باور ما، وظيفهء هر دولتی است که پيکر پهلوی اول را در جائی مناسب شأن اين پادشاه و قابل دسترس برای مردم ايران قرار دهد، که در غير اين صورت جهانيان شاهد ديگربارهء سبعيت ماقبل تاريخی و توأم با ترس گردانندگان آن از ماهيت جنبش دموکراسی خواهی سکولار ايرانيان خواهند بود.

خسرو بيت اللهی - دبير کل حزب مشروطهء ايران (ليبرال دموکرات)

اسماعيل نوری علا - دبير کل حزب سکولار دموکرات ايرانيان

بيانيهء تحليلی در مورد اعلام استراتژی جديد ايالات متحده در قبال حکومت اسلامی

            جای تأسف است که بايد اين اعلاميه تحليلی را با انتقاد از تنها رئيس جمهور ايالات متحدهء امريکا آغاز کنيم که، پس از سال ها سياست مماشات و سازش با رژيم خونخوار اسلامی مسلط بر کشورمان بوسيلهء دولت های قبل از خويش، تصميم گرفته است تا با ديو مهيبی که سرآغاز پيدايش طالبان ها و داعش ها ست تقابلی دليرانه و خصمانه داشته باشد و بکوشد تا، با اتخاذ سياست های درست، از رساندن خون به اين غدهء سرطانی - که بر پيکر خاورميانه رشد کرده - خودداری کرده وريشهء آن را بسوزاند.

 

اين رفراندم، بی اعتنا به موافقت يا مخالفت «ما»، انجام شده و مردم اقليم کردستان عراق به مستقل شدن سرزمين خود رأی داده اند. هنوز ماهيت واکنش آيندهء دنيا و کشورهای همسايهء اقليم بر کسی روشن نيست و همهء محاسبات مربوط به قبل از انجام رفراندوم با بعد از آن قطعاً متفاوت خواهد بود. برنامهء رهبران اقليم نيز هنوز بر کسی روشن نيست: مثلاً، آيا آنان براستی خواهان استقلال اند يا صرفاً می خواهند از نتايج رفراندوم در چانه زنی هاشان استفاده می کنند