اين رفراندم، بی اعتنا به موافقت يا مخالفت «ما»، انجام شده و مردم اقليم کردستان عراق به مستقل شدن سرزمين خود رأی داده اند. هنوز ماهيت واکنش آيندهء دنيا و کشورهای همسايهء اقليم بر کسی روشن نيست و همهء محاسبات مربوط به قبل از انجام رفراندوم با بعد از آن قطعاً متفاوت خواهد بود. برنامهء رهبران اقليم نيز هنوز بر کسی روشن نيست: مثلاً، آيا آنان براستی خواهان استقلال اند يا صرفاً می خواهند از نتايج رفراندوم در چانه زنی هاشان استفاده می کنند

؟ اما، در همهء صورت های ممکن و محتمل، حزب ما خواستار يک امر است: حکومت احتمالی آينده در خاک اقليم کنونی، اگر قادر شود که از موانع مختلف خقوقی پذيرفته شده و فشارهای بحق و ناحق بين المللی بگذرد و بوجود آيد، تنها به لحاظ اينکه اسم آن «کردستان» خواهد بود نبايد صرفاً به معنی «کشور کردها» بوده و دارای ماهيتی مذهبی، ايدئولوژيک و يا قوميتی باشد. در اين راستا همهء ما بايد برای تقويت نيروهای سکولار دموکرات در خاک اقليم کوشش کنيم.

 

بيانيهء حزب سکولار دموکرات ايرانيان

دربارهء همه پرسی انجام شده در اقليم کردستان عراق   

            چه «ما»ی ايرانی بخواهيم و چه نه، عاقبت رفراندوم برای بوجود آمدن کشوری به نام کردستان انجام شد؛ در سرزمينی ساختهء دست پيروزمندان جنگ اول جهانی به نام عراق - که مردمانی ستم ديده اما ناهمگون را گرد هم آورد و حتی پس از حملهء امريکا هم هرگز بصورت فدرال اداره نشد و بيشتر تبديل به اتحاديه ای کنفدرال، با خطوط زلزلهء واقعی آمادهء تجزيه، گرديد. و اکثريت رأی دهندگان به جدا شدن «اقليم کردستان» و (مآلاً تبديل شدن آن به يک کشور مستقل) رأی موافق دادند. پس ما با يک واقعيت ترديد ناپذير روبرو هستيم: مردم ساکن در اقليم کردستان عراق خواستار تبديل سرزمين شان به يک کشور مستقل هستند، چه در اين کار موفق شوند و چه نشوند.

            در اين صورت حزب ما اين مسئله را می تواند از زوايای مختلفی مورد بررسی قرار دهد:

  1. از نگاه يک حزب ايرانی سکولار دموکراتِ کثرت مدار و تمرکزگريز اما دورافتاده از قدرت، به جريانی که در کشوری غير از ايران رخ داده است، بدون توجه به تأثيرات اين جريان بر تحولات داخلی کشورمان.

            طبعاً، در اين صورت، کار و واکنش ما فقط اظهار عقيدهء تحليلی است نه مخالفت يا موافقت؛ چرا که هيچ يک از اين دو واکنش تأثيری در آنچه اتفاق افتاده و نتايج آن نخواهد داشت.

            * و عقيدهء ما چيست؟

            - تحربه نشان داده است که تجزيهء کشورها به واحد کوچک تر، که اغلب بدون توجه تجزيه کنندگان به کثرت واقعاً موجود در مناطق تجزيه شده انجام می شود، امر خطرناک و آشوب براگيزی است.

            * اما آيا مردم «اقليم کردستان» نيز چنين می انديشند؟

            - در حال حاضر قطعاً. آنها به جشن و پايکوبی مشغولند. اما شادی های بلافاصله لزوماً دارای معنای سياسی واقع گرايانه ای نيستند. ما شاهد رقص و شادمانی مردم خودمان از "روز شاه رفت و امام آمد" تا ماجرای "برجام" و چند انتخابات رياست حمهوری در حکومت اسلامی بوده ايم. لذا بايد صبورانه و نگران مراقب آن بود که از اين جريان چه بيرون می آيد و بعد نظر مردم را ارزيابی کرد.

            * مگر چه خطراتی اين مردم را تهديد می کند؟

            - ما، بعنوان انسان های سکولار و دموکرات، قبل از هر چيز با سه نوع حکومت، در هر کچای دنيا، مخالفيم: حکومت مذهبی، حکومت ايدئولوژيک، و حکومت قومی (و، در مجموع، حکومت های استبدادی و تماميت خواه). اين هر سه منشاء تبعيض و ستم هستند. کشور احتمالی کردستان اگر بصورت برتری و تسلط يک قوم بر ديگران بوجود آيد، دست کمی از حکومت ايدئولوژيک و تبعيض آفرين مسلط بر ايران نداشته و ناچار خواهد بود، از طريق تصفيه های خونين، گوناگونی های فرهنگی و زبانی و دينی و عقيدتی را از ميان بردارد. پس ما از هم اکنون هم می توانيم اعلام داريم که استقرار هرگونه حکومت قومی در کشور احتمالی کردستان را محکوم می کنيم.

  1. از نگاه يک حزب ايرانیِ سکولار دموکراتِ کثرت مدار تمرکز گريز اما دورافتاده از قدرت، به جريانی که در کشوری غير از ايران رخ داده است، اما با توجه به تأثيرات اين جريان بر تحولات داخلی کشورمان.

            * آيا، با حدوث اين جريان، شخيصت ها و تشکلات تجزيه طلب در ميان کردهای ايران، با الهام گيری از آنچه در کردستان عراق پيش آمده، بر جدا شدن کردستان مان از ايران بيشتر پا فشاری نخواهند کرد؟

            در پاسخ و  قبل از هر امر ديگری، بايد به اين حقيقت انکار ناپذير توجه داشت که تشکيل کشور کردستان در سرزمين عراق کليهء موضع گيری های سازمان های سياسی وابسته به مردم کردستان ايران را به دو صورت تغيير خواهد داد:

            - نخست اينکه با تشکيل «کشور مستقل کردستان» در خاک عراق، تجزيه طلبان کرد ايرانی قادر نخواهند بود تا خواستار يک کشور مستقل ديگر، باز هم به نام کردستان اما در بخشی از خاک ايران شوند. (يعنی آيا وجود چهار کشور مستقل با يک نام واحد، کردستان؛ يا پيدايش چهار کشور مستقل کردستان شمالی و جنوبی و شرقی و غربی امکان پذير است؟)

            - آيا نه اينکه ماهيت امر تجزيه طلبی در کردستان ايران، بحای داشتن «تمايلات استقلال طلبانه»، ناچاراً به خواستاری «جدائی از ايران برای پيوستن به کشور کردستان تشکيل شده در خاک عراق» تبديل می شود؟

            - و در آن صورت، آيا نه اينکه شعار «جدائی از ايران برای پيوستن به کشور کردستانی که در بيرون از ايران تشکيل شده» بجای شعار «ايجاد کشور مستقل کردستان در خاک ايران» چندان نمی تواند مورد علاقهء حتی تجزيه طلبان کردايرانی باشد؟

            - آيا اينها قلب کردستان يکپارچه را در خاک ايران نمی بينند؟

            - آيا نه اينکه آنها خواهان آن نخواهند شد که خاک شان را از ايران بکنند و به کردستان عراق ملحق کنند؟

            - آيا در اين الحاق تبديل به شهروندان درجه دو نخواهند شد؟

            - آيا ايجاد کشور مستقل کردستان در خاک عراق حتی باعث تخفيف احساسات تجزيه طلبانه (که تا کنون ماهيتی استقلال طلبانه داشته) نخواهد شد؟

            - آيا تجربهء آنچه در کشور مستقل کردستان در خاک عراق پيش خواهد آمد بهترين شواهد عملی را برای تصميم گيری کردهای ايران نخواهد داشت؟

            پاسخ اين پرسش ها اگر مثبت باشد آنگاه، از نظر ما، تشکيل يک کردستان مستقل در بيرون از مرزهای ايران در راستای پايان دادن به جريان نه چندان قوی تجزيه طلبی در ميان کردهای ايران مفيد خواهد بود.

            - بخصوص اينکه آنها (همچون يهوديان ساکن بيرون از کشور مستقل اسرائيل) جائی را برای بازديد و تجربه اندوزی خواهند داشت و حتی هر کدام شان که از وضع خود در ايران ناراضی باشد می تواند به «کشور کردستان» مهاجرت کند.

            در هر حال، تجربهء اخير کردستان عراق به ما ايرانيان خواستار حفظ تماميت ارضی کشورمان چنين درس می دهد که اگر حکومت های مذهبی و استبدادی بتوانند به عمر خود در کشورمان ادامه دهند و تبعيض های گوناگون را بر مردمان مناطق مختلف تحميل کنند، و منطقه را به آتش بکشند و سرزمين ما را تسليم کشورهائی همچون روسيه کنند، احتمال اينکه همين گونه وقايع در کشور ما نيز رخ دهد چندان دور از ذهن نخواهد بود.

            تجربهء کردستان عراق ضرورت بلافاصلهء انحلال حکومت اسلامی و استقرار حکومتی سکولار، دموکرات، کثرت مدار و تمرکز گريز بر کشورمان را بيش از هر امر ديگری آشکار می سازد. آنگاه، بی شک چنان ايران سکولار دموکراتی می تواند، همچون اتحاديهء اروپا، مرکز اتحاديه ای بزرگ در جنوب غربی آسيا شود.

  1. با، اين همه، آيا ما ايجاد يک «کشور سکولار دموکرات کردستان» را در اقليم کنونی کردستان عراق تأييد می کنيم؟

            - با توجه به اينکه ما در برابری کاری انجام شده و روندی رو به انجام که خارج از ارادهء ما است قرار داريم، ايجاد يک «کشور سکولار دموکرات» قابل قبول ترين اتفاقی است که می تواند، در خاورميانه رخ دهد. يک کشور سکولار دموکرات در همسايگی کشور يکپارچهء ما دست به توطئه برای تشويق تجزيهء کشورهای ديگر نمی زند اما می تواند سرمشق خوبی برای مردمان کشورهای ديگر منطقه باشد و پناهگاهی برای سکولار دموکرات های مجبور به گريز از کشورهای ديگر.

جمع بندی کنيم:

            اين رفراندم، بی اعتنا به موافقت يا مخالفت «ما»، انجام شده و مردم اقليم کردستان عراق به مستقل شدن سرزمين خود رأی داده اند. هنوز ماهيت واکنش آيندهء دنيا و کشورهای همسايهء اقليم بر کسی روشن نيست و همهء محاسبات مربوط به قبل از انجام رفراندوم با بعد از آن قطعاً متفاوت خواهد بود. برنامهء رهبران اقليم نيز هنوز بر کسی روشن نيست: مثلاً، آيا آنان براستی خواهان استقلال اند يا صرفاً می خواهند از نتايج رفراندوم در چانه زنی هاشان استفاده می کنند؟ اما، در همهء صورت های ممکن و محتمل، حزب ما خواستار يک امر است: حکومت احتمالی آينده در خاک اقليم کنونی، اگر قادر شود که از موانع مختلف خقوقی پذيرفته شده و فشارهای بحق و ناحق بين المللی بگذرد و بوجود آيد، تنها به لحاظ اينکه اسم آن «کردستان» خواهد بود نبايد صرفاً به معنی «کشور کردها» بوده و دارای ماهيتی مذهبی، ايدئولوژيک و يا قوميتی باشد. در اين راستا همهء ما بايد برای تقويت نيروهای سکولار دموکرات در خاک اقليم کوشش کنيم.

            از طرف کليهء اعضاء حزب سکولار دموکرات ايرانيان

            حسن اعتمادی - دبيرکل حزب

            سه شنبه 26 سپتامبر 2017 - 4 مهر ماه 1396

 هیئت اجرایی حزب