برنامه های آينده نگر حزب برای سال 2018
مصوب بیست و هفتم اکتبر دوهزار و هفده

            از بديهيات آغاز کنيم: نبض وطن مان درست نمی طپد؛ پيکری تب زده دارد، سری پريشان و شکمی سير ناشده. جوانان اش بی کارند، کارگران اش بی حقوق، زنان اش بی حق، کودکان اش در معرض مغزشوئی های قرون وسطائی، و بازنشستگان اش ورشکستهء بی تقصير. فاصله طبقاتی بی داد می کند.

حکومت تماميت خواه و استبدادی تنها زبان اعدام و زندان، شکنجه و سرکوب را بلد است؛ تبعيض در همهء صورت های زشت اش بين اقشار مردم فاصله های دشمن ساز افکنده است؛ صنعت و کشاورزی رو به تعطيل، چاه های نفت - اين تنها سرمايه های نان آور کشور - در تهديد خرابی؛ صادرات کاهنده و واردات افزاينده؛ اقتصاد و بازار معاملا راکد، اخلاقيات ضعيف و لرزان، و عداوت و کينه توزی جاری در کوی و برزن و خيابان. ثروت های ملی صرف ماجراجوئی های انسان کش و پريشان ساز در سراسر منطقه، و اختيار کشور در کف نوکران نالايق روسيه و چين. سپاه پاسداران اش نگاهبانان رژيم ولايت و عمل کننده بر ضد منافع اکثريت ملت و ارتش اش سرخورده و به سايه رانده

شده، نمايندگان و ديوان سالاران اش نوکر صفت و بی اختيار و دولت مردان اش دزد و فاسد.

            حزب ما، که به دور از اين برهوت دلشکن روئيده، وپيوند خود را با ايدئولوژی های کلان يکسونگر و تمامیت‌خواه بريده و در روند به گزينی از دست آوردهای همهء مکاتب سياسی و اقتصادی حرکت می کند می خواهد بر همهء اين دردها مرحمی از دموکراسی، سکولاريسم، کثرت مداری و تمرکزشکنیِ همراه با تقسيمات کشوری معقول و خودگردانی های حافظ منافع شهروندان و، تماميت ارضی کشور بگذارد.

            اما اين ها آمال و آرزوهای دور و دراز است. هنوز دوری و تبعيد سرگذشت ما ست و دشمن، در چهره های گوناگون اصول گرائی و اصلاح طلبی، در کمين مان نشسته؛ بی آنکه توانسته باشد خللی در ارادهء ما در راستای آمادگی برای روياروئی با آينده ای که خطوط اش در مه احتمالات گم شده وارد کرده باشد.

            و اين آينده و مصالح آن چيست که بايد برای ديدارش آماده بود؟ آينده را گاه احتمالات کوچک و گاه اتفاقات نامنتظرهء بزرگ رقم می زنند. روياروئی با احتمالات کوچک و گذرا به برنامه های تفصيلی نياز دارد اما تقابل با احتمالات بزرگ آمادگی های آینده نگرانه را می طلبد. پس بيان برنامه های تفصيلی را - که بر اساس اصول کلی پذيرفته شده در مرامنامهء حزب ما شکل می گيرند - به مهلتی دورتر و فراخ تر وا می گذاريم و خود را برای حضور در سالی که حزب وارد سومين سال عمر خود می شود آماده می کنيم.

            ما، برای آينده، چهار امکان را در نظر گرفته و در هر مورد وظايفی روزمره و آنی را برای خود تعيين می کنيم. شرح مختصر اين چهار امکان، يا چهار سناريو، چنين است:

سناريوی اول: ادامهء «وضع موجود»

            اگرچه التهاب روزافزون شرايط جهانی امکان ادامهء وضع موجود را بعيد تر از هميشه کرده است اما اگر سال پيش رو بگذرد و تغييری اساسی در ساختار حکومت مسلط بر ايران رخ ندهد، حزب ما نيز ناگزير خواهد بود تا به ادامهء اجرای برنامه های موجود و افزايش کمی و کيفی فعاليت های جاری خود ادامه دهد.

            - در صدر اين فعاليت ها، گستراندن هرچه بيشتر گفتمان سکولار دموکراسی از يکسو، و پافشاری بر ضرورت ايجاد يک آلترناتيو سکولار دموکرات، از سوی ديگر، قرار دارد.

            - سپس توجه ما معطوف «يارگيری» يا «عضو گيریِ» محتاطانه و با کيفيت خواهد بود، چرا که حزب ما به سياهه لشگر نيازی ندارد و هر فرد پذيرفته شده ای بايد معلم و مبلغ گفتمان سکولار دموکراسی و کوشندهء راه آلترناتيو سازی باشد.

            - جذب همکاری متخصصان رشته های مختلف برای تدوين برنامه های تفصيلی حزب برای ارائه به هموطنان به منظور آمادگی  برای شرکت در مبارزات انتخاباتی پس از فروپاشی رژيم معرف اهداف و کارکردهای ما باشند و، در صورت حضور در مديريت کشور، همچون تعهدات داده شدهء حزب به ملت ايران اجرائی شوند.

            اميد ما آن است که اگر سال پيش رو پايان گرفت و حکومت اسلامی مسلط بر کشورمان بر جای خود مانده بود، ما آماده تر و مجهزتر از هميشه بوده و در خط مقدم جبههء مبارزهء براندازانه با حکومت اسلامی قرار داشته باشيم.

سناريوی دوم: کودتای نظامی

            احتمال دیگر می تواند انجام يک کودتای نظامی باشد. در آن صورت می توان به چند احتمال فرعی و ثانوی اشاره کرد:

            - اگر کودتا بوسيله رهبران فعلی سپاه پاسداران صورت گيرد، بايد منتظر دورانی سياه تر از امروز بود. چرا که سپاه، در کادر مديريت بازمانده از جنگ با عراق صدام حسين، سرکوب قیام سال 1388، و نيز تجربیات حاصل از جنگ در سوریه و لبنان و عراق و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان، تبديل به ماشينی ايدئولوژی - مذهب زده شده است و، با اتصال حياتی که به روسيه و چين دارد، جز خونريزی و سرکوب راهکاری برای خود نخواهد يافت. حزب ما بايد در مقابل چنين امکانی بايستد، خطر آن را افشا کند و زمينه را برای مشروعيت زدائی از آن فراهم سازد.

            - اگر کودتا بوسيلهء مقامات پائين تر و کمتر آلوده شدهء سپاه پاسداران صورت بگيرد. در آن صورت بايد ديد قدرت جديد و نظامی حاکمه، وعدهء عملی موقت بودن حکمرانی خود و تسليم بعدی زمام ادارهء کشور به سياستمداران و مديران غير نظامی  را دارد يا خير. اگر چنين "نيت خيری" وجود داشته باشد، حزب ما بايد حکومت کودتا را تا تصويب قانون اساسی جديد و آغاز انجام انتخاباتی منصفانه و آزاد که تحت نظارت مستقيم سازمان ملل انجام می شود راهنمائی کند و با تعليم و تشويق مردمان موجب آن شود که ماشين بازتوليد استبداد از همان آغاز کلاً از کار بيفتد.

            - کودتا بوسيلهء مقامات ارتش نيز می تواند يک چنين وضعيتی را دارا باشد. 

            - اساساً هر کودتای غير مذهبی و فاقد ايدئولوژی که راه را برای برقراری حاکميت ملی از طريق انجام انتخابات منصفانه و آزاد (مطابق مصوبات بيت المجالس سازمان ملل) داشته باشد می تواند مورد راهنمائی حزب ما قرار گيرد. اما هرگونه کودتای ايدئولوژی زده، آلوده به شريعت و دست ‌ساز بیگانگان که لاجرم به دائمی کردن حکومتی عقيدتی، نظامی و استبدادی می انجامد، سم مهلک جامعه محسوب شده و مبارزه با آن بايد در صدر اوليت های جامعه و حزب ما قرار داشته باشد. از چنين حکومتی در اسرع وقت بايد مشروعيت زدائی کرد.

سناريوی سوم: حملهء نظامی

            با وضعيتی که حکومت اسلامی در ايران پيش آورده و با کوششی که کادرهای بالائی "اصول گريان" و سپاه پاسداران برای ايجاد تنش در منطقه و حتی شعله ور کردن بساط جنگ پيش آورده اند، احتمال اينکه کشورمان مورد حمله بيگانگان قرار بگيرد وجود دارد. نحوهء انجام اين حمله می تواند برق آسا و جراحانه و يا تدريجی و عميق بوده و نتايج آن هم می تواند يا بصورت تضعيف حکومت فعلی بدون اضمحلال آن، و يا فروپاشی حکومت باشد.

            اگرچه حزب ما با انجام هرگونه حملهء نظامی به کشور که منجر به نابودی زيربنای اقتصادی و بحرانی شدن معيشت باشد مخالف است؛ اما اين مخالفت پيشاپيش در هنگامی که چنان حمله ای صورت می گيرد نتيجه ای مطلوب برای ملت ما فراهم نمی کند. تنها در برابر واقعيت های صورت پذيرفته و انجام گرفته است که بايد واقع نگر بود و بنا بر مصلحت ملت بصور محتمل زير عمل کرد:

            - حمله کنندگان ممکن است نه تنها نسبت به آيندهء ملت بی اعتناء باشند بلکه احتمال دارد، علاوه بر تضعيف يا نابودی حکومت اسلامی، برنامهء تجزيهء ايران به چند کشور کوچک و ضعيف را نيز در دستور کار خود داشته باشند. اين بدترين وضعيتی است که بايد به آن انديشيد و راه های جلوگيری از آن را پيش بينی کرد. حزب ما علاوه بر مخالفت با حملهء نظامی، با تجزيه ايران نيز مخالف است و لذا خواهد کوشيد تا، بر اساس وضعيت موجود و امکانات در دسترس، راه حل هائی عملی را، برای بحداقل رساندن ضررها و زيان های چنين حمله ای، که علاوه بر نابود سازی حکومت اسلامی مردم ايران را نيز به خاک سياه می نشاند، ارائه دهد.

            - در عين حال حمله کنندگان ممکن است، در حين اقدام برای نابود سازی حکومت اسلامی، خواستار حفظ تماميت ارضی ايران باشند اما تصميم گرفته باشند که يکی از ايادی آنها کشوری جنگ زده را تحويل گرفته و مديريت کند. در آن صورت ما با وضعيتی همچون عراق و افغانستان فعلی روبرو خواهيم بود و بناگزير بايد که بهترين برنامه های آينده ساز را، برای ادارهء کشور و انتقال حاکميت به ملت، که پيشگيرانه در سال پيش رو به آنها خواهيم پرداخت، ارائه دهيم.

سناريوی چهارم: قيام ملت ايران

            همواره اين امکان وجود دارد که در شرايط بحرانی و تنگدستی و بی چاره گی و بن بست، مردم دست به شورش و قيام بزنند و در برابر حکومت ستمگر فعلی بصورت اقدامی ميليونی بايستند. در اين صورت شک نيست که حکومت فعلی بلافاصله تسليم نشده و، با درسی که از عاقبت رژيم قبلی گرفته، و با عنايت به مورد جنبش سبز، دست به سرکوب بزند و، به يک معنی، تظاهرات مسالمت آميز و اصلاح طلبانهء مردم را به خاک و خون کشيده و مبارزات مدنی و خشونت پرهيز اوليهء مردم را تبديل به مقاومتی خشونت بار نمايد.

            در چنين وضعيتی، مسئلهء رهبری قيام و چگونگی شکل گرفتن تاکتيک های متخذهء آن دارای اهميتی حياتی است. در اين مورد هم سه احتمال وجود دارد:

            - رهبری را نيروهای وابسته به کشورهای مغرب زمين فراهم می کنند؛ که در آن صورت حاصل کار همچنان نوعی «چلبی سازی» خواهد بود. ما، بعنوان سياست کاران وفادار به ملت ايران و مستقل، بايد با تقويت صفوف حزبی و تبليغاتی خود با اين رهبری روياروی شويم و آن را به سوی پذيرش ارزش های سکولار دموکرات برانيم. وضعيت ما وضعيتی مخالف اما غير دشمنانه خواهد بود.

            - رهبری را مردم از ميان خود بسازند. در وضعيت کنونی اين شق دارای احتمال بسيار کمی است و حکومت متمرکز و ايدئولوژيک کنونی، با اتکاء به حمايت روسيه و چين و اقمارشان، امکان پيدايش رهبری خودجوش در داخل کشور را بسيار ضعيف کرده است. لذا حکومت نخست خواهد کوشيد کسانی از خود را، که خواستار فروپاشی تماميت رژيم نيستند، برای به دست گرفتن رهبری به پيش براند تا آنها بتوانند بر قيام مردم لگام زده، از شدت و حدت آن بکاهند، و با گرفتن حداقل امتيازات، به قائله خاتمه داده و مردم را به خانه هاشان برگردانند. در چنين وضعيتی، حزب ما وظيفه خواهد داشت تا با افشاگری دائم مردم را متوجه خطر ابقای رژيم و تبديل وضعيت کنونی به وضعيتی بسا بد تر بسازد.

يک راه حل عمومی

            بديهی ست که در برابر اين چهار سناريوی ناخواسته بايد به راه حلی عملی انديشيد که مانع حدوث اين سناريوها و تضمين کنندهء آينده ای بهتر برای کشورمان باشد. ما اين راه حل را مدت ها است که يافته و مطرح کرده ايم و همچنان آن را متضمن رفع خطر از کشورمان می دانيم. نام اين راه حل ساختن آلترناتيوی سکولار و دموکرات در برابر حکومت اسلامی است.

            چنين آلترناتيوی، که اصل کار را دموکراسی سکولار قرار می دهد و ايدئولوژی های احزاب را به برنامه هائی برای ادارهء کشوری سکولار دموکرات تقليل می دهد، می تواند:

  1. به امید ملت ایران برای سرنگونی استبداد مذهبی تبدیل شود
  2. از ادامهء وضع موجود جلوگيری کند
  3. کودتای نظامی را بلاموضوع و، در صورت وقوع، آن را در خدمت خود در آورد
  4. حملهء نظامی را بی ضرورت نمايد و نياز به چلبی سازی را از ميان بردارد
  5. و در صورت وقوع قيامی ملی، از دخالت حکومت اسلامی از طريق «رهبر تراشی» جلوگيری کرده و رهبری قابل اتکائی را بوجود آورد که بتواند به قيام ملت راستائی کارآمد ببخشد و آن را به نتيجهء مطلوب برساند.

            بدين سان، در هر موقعيتی که پيش آيد، چه حکومت اسلامی برای سالی ديگر پابرجا باشد و چه با کودتا و حمله و قيام به مسير نابودی افتد، حزب ما حزب ما بايد همواره آمادهء شراکت در همهء کوشش های مبتنی بر سکولار دموکراسی بری برساختن «آلترناتيو» باشد و در اين مورد نقش کارآمدی را بر عهده بگيرد.

            آلترناتيو گستردهء مورد نظر حزب ما، با شمول عام بر نحله های گوناگون، با توافق بر سر اصول زير امکان وجود می يابد:

            داروی اصلی دردهای ملت ما استقرار دموکراسی است و شرط لازم برای فراهم ساختن چنين داروئی داشتن يک قانون اساسی سکولار است که در آن نکات زير رعايت شده باشد

           

            - برابری بی چون وچرای همهء شهروندان در مقابل قانون، از جمله زنان و مردان

            - برقراری آزادی بيان و تبليغ انديشه و برنامه،

            - حذف مجازات اعدام

            - آزادی احزاب، سندیکاها و اجتماعات،

            - برقراری تقسيمات کشوری منطقی و بر اساس اصول آمايش سرزمين و حفظ تماميت ارضی

            - ايجاد واحدهای خودگردان در مناطقی که حاصل تقسيمات کشوری منطقی خواهند بود

            - انجام انتخابات آزاد و منصفانه

            - موظف بودن احزاب به ارائهء برنامه در چهارچوب قانون اساسی

            - متعهد شدن يکايک شرکت کنندگان در «آلترناتيو» نسبت به پرهيز کامل از سياست حذف يکديگر

            - الغای مفهومی به نام زندانی سياسی

            - انتخابی بودن مديران کشور در همهء سطوح ملی و منطقه ای

            - مدت دار بودن دوره خدمت مديران کشور

            - تفکيک کامل قوای سه گانه کشور

            - به رسمیت شناختن قوء رسانه‌های اجتماعی به عنوان قدرت شهروندان در نظارت بر اداره           کشور

            - عدم دخالت قوای نظامی در امر مديريت کشور

            - داشتن سياست خارجی صلح جويانه

            - و...

            در اين راستا حزب ما دست همکاری همدلانه بسوی همهء احزاب دلسوز متعلق به کشور و ملت ايران دراز کرده و، بدون اينکه بخواهد کسب هژمونی نموده و خود را در مرکز هرگونه ائتلافی برای براندازی حکومت اسلامی مسلط بر کشورمان جلوه دهد، با تمام قوا همهء امکانات مادی و معنوی خود را در راه تحقق اين امکان محتمل قرار می دهد.

 هیئت اجرایی حزب